مغول
تاریخی سیاست

حمله مغول به ایران و به قدرت رسیدن بدکاران و غارتگران

مغول و حمله‌ی مغول با یادآوری یکی از بدترین دوره‌های تاریخ ایران همراه است. ویرانی، غارت، سوزاندن، کشتن و تجاوز به نام مغولان پیوند خورده است. هر گاه که نام مغول را به زبان می‌آوریم ممکن است این سخن تاریخی را برای ما بازگو کنند: «آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند.» در این که مغولان با ایران و مردمش چنین رفتاری کردند، شکی نیست. با این همه، گزارش‌های تاریخی می‌گویند که در این دوره‌ی پرآشوب برخی از ایرانیان با مردم رفتاری بدتر از رفتار مغول داشتند. ویرانگری این بخش از جامعه‌ی ایرانی کم‌تر از حمله‌ مغول نبوده است.

ایران پیش و پس از مغول

عطاملک جوینی از اندیشمندان ایرانی بود که پدرش به هنگام حمله‌ی مغول به خراسان، به خدمت مغولان درآمد. این خاندان ایرانی کوشیدند از حجم ویرانگری مغولان بکاهند. عطاملک کتابی درباره‌ی ایران دوره‌ی مغول نوشت که به نام تاریخ جهانگشای جوینی شناخته می‌شود. او در این کتاب وضعیت ایران، به‌ویژه خراسان، پس از یورش مغولان را به‌خوبی توصیف کرده است. از توصیف او روشن می‌شود که ایران چه بود و با حمله‌ی مغول چه شد.

خراسان بزرگ که از آبادترین بخش‌های ایران بود، پیش از حمله مغول چنین بوده است: «سرآغاز خوشبختی‌ها و نیکی‌ها و خاستگاه آرزوها و خوبی‌ها و سرچشمه‌ی دانشمندان و همایشگاه اندیشمندان و قرارگاه هنرمندان و گردشگاه خردمندان و جایگاه کاردانان و پایگاه هوشمندان.» این سرزمین پس از حمله مغول چنین می‌شود: «از پیرایه‌ی وجود پوشندگان جامه‌ی دانش و آراستگاه به زیور هنر و آداب، تهی شده است و گروهی ماند‌ه‌اند که پیروی از هوس دارند و دروغ و دورویی را پند و اندرز می‌دانند و حرام‌زادگی و سخن‌چینی را مردانگی و دلیری می‌نامند.»

اما پس از حمله مغول چه کسانی در ایران به قدرت رسیدند؟ جوینی می‌گوید:

هر یک از فرزندان فرومایگان در لباس بدکاران و پلیدان، فرمان‌روایی گشته و هر مزدوری، دستوری و هر دروغ‌گویی، وزیری و هر بدبختی دبیری و هر پنبه‌زنی، حساب‌داری و هر اسراف‌کاری، بازرسی و هر اهریمنی، بر سر کاری و هر شاگردی، استادی و هر ستمکاری، کارگزاری و هر خسی، کسی و هر خسیسی، رئیسی و هر خیانت‌کاری بر هر کاری توانایی و هر دستاربندی، بزرگوار دانشمندی و هر بی‌همه چیزی، دارای همه چیزی و هر حمّالی، سرشار از مالی.

می‌گوید دروغگویان به وزارت، پنبه‌زنان به حساب‌داری و غارتگران به بازرسی رسیدند. اینان که بودند؟ آیا از مغولان بودند؟ عطاملک می‌گوید که آن‌ها فرزندان مردمان پست جامعه‌ی ایران بودند که در دوره‌ی پرآشوب مغول به قدرت رسیدند. او ما را با یکی از آ‌ن‌ها آشنا می‌کند.

شرف‌الدین بی‌شرف

آنچه وضعیت مردم ایران را در دوره‌ی مغولان بدتر کرد بهره‌برداری شماری از مردمان پست و دون‌پایه‌ی جامعه‌ی ایران از آشفتگی‌ها و نابسامانی‌های این دوره است. در تاریخ جهانگشای جوینی (ص۲۶۲-۲۸۰) یکی از فرومایگانی که در ستم‌کاری گوی سبقت از مغولان ربوده بود به صورت مشروح معرفی شده است. نامش شرف‌الدین بود اما سرشار از بی‌شرفی و پستی و پلیدی بود.

شرف‌الدین خوارزمی از یکی از روستاهای خوارزم بود. سوادش به اندازه‌ی خواندن و نوشتن بود. هنگامی‌که جنتمور به همراه جورماغون برای گشودن خراسان فرستاده شد، شرف‌الدین خوارزمی به خدمت او درآمد. تا آن زمان، همین‌که مردم اندک علوفه‌ای و چند گز کرباس به مغولان می‌دادند، دست از تعرض می‌کشیدند. شرف‌الدین به مغولان آموخت که از مردم پول بگیریند، طلا و جواهر بیندوزند و چگونه بر مردم سخت بگیرند. مغولان که مردم ساده و کوچنده‌ای بودند، رسم غارتگری را از این نامرد آموختند.

درباره‌ی رفتار بد شرف‌الدین خوارزمی با مردم تبریز، قزوین، ری، اصفهان، قم، کاشان، همدان و دامغان گزارش‌های تکان‌دهنده‌ای در تاریخ جهانگشای جوینی آمده است. از جمله می‌گوید که در قزوین «طایفه‌ی دونان را که جهت دو نان، صد نفر را بر آتش نهند بر ایشان بگماشت». دونان یعنی مردم پست و فرومایه. آنان چندان بر مردم سخت گرفتند که برخی به ناچار فرزندان خود را می‌فروختند. در دامغان زن و مرد را از سینه و پا می‌آویختند و در اسفراین، جوین، جاجرم و جوربد «مردم را از اِفلاس به خاک سیاه نشاندند.»

به گزارش عطاملک در تاریخ جهانگشا، هنگامی که شرف‌الدین همراه ارغون مغول از تبریز به طوس بازگشت، در بستر بیماری افتاد. اما همچنان «زبان به کام باز نهاده که فلان چندان و بهمان چندین بدهد.» یعنی در دم آخر هم می‌گفت که چه کسانی چقدر باید پول بدهد. در واپسین دم، نامه‌ای برای ارغون فرستاد و مبلغی را که هر یک از مردمان طوس باید بپردازند، مشخص کرد و از ارغون خواست ذره‌ای به ایشان تخفیف ندهد! پیغام او هم‌زمان با خبر مرگش به ارغون رسید. ارغون آن نامه را پاره کرد و گفت که مردم را راحت بگذارند.

منبع:

جوینی، عطاملک، تاریخ جهانگشای جوینی، به تصحیح محمد قزوینی، تهران: هرمس، ۱۳۸۷٫

مغول
تاریخ جهانگشای جوینی

عبارت‌های مرتبط

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *