ایران
تاریخی خواندنی‌ها

ایران از چه زمانی ایران نامیده شد؟

ایران نامی است که از گذشته‌های بسیار دور بر سرزمین ایران (ایران کهن و پهناور) نهاده شده است. با این همه، برخی گمان می‌کنند این نام در دوره‌ی معاصر و به فرمان رضاشاه پهلوی برای کشور ما برگزیده شده است. برخی از این پیش‌تر رفته و گمانه‌زنی می‌کنند که او به سفارش هیتلر دست به تغییر نام کشور ما از پرشیا به ایران زده است. این ادعاها تا چه اندازه با منابع مکتوب و اسناد تاریخی همخوانی دارد؟

ایران در نوشته‌های کهن

در کتاب اوستا از میهن اسطوره‌ای آریایی‌ها به نام «ایرانویج» یاد شده است. بسیاری از پژوهشگران، این سرزمین را جایی در آسیای میانه (بیش‌تر جاهایی که از کشور ما جدا شده‌اند) می‌دانند. اما نخستین‌بار در سنگ‌نوشته‌ی اردشیر بابکان (فرمانروایی ۲۲۶-۲۴۱ میلادی) در نقش رستم (در استان فارس) از سرزمین زیر فرمان ساسانیان با نام ایران یاد شده است. اردشیر از بخش‌های ایرانی و غیرایرانی قلمرو خود نام برده است.

در سنگ‌نوشته‌ی دیگری که یک موبد زردشتی به نام کرتیر در نقش رجب (در نزدیکی تخت جمشید) به جای گذاشته است، معنای ایران و انیران (غیرایرانی) برای ما روشن می‌شود. او می‌گوید آتشکده‌های بسیاری را در ایران برپاداشته که شامل ایالت‌های زیر است: پارس، پارت، بابل، میسان، آدیابن (آشور باستان)، آذربایجان، اصفهان، ری، کرمان، سیستان و گرگان تا پیشاور. به گفته‌ی او سوریه، کلیکیه، ارمنستان، گرجستان، آلبانیا (غرب دریای خزر) و بالاسگان که زیر فرمان ساسانیان بودند، همگی انیران (غیرایران) به شمار می‌رفتند.

در نوشته‌ی کوتاهی به نام شهرستان‌های ایران، که از دوره‌ی ساسانیان به جای مانده، از سرزمین ایران با نام «ایران‌شهر» یاد شده است. در این نوشته‌ی جغرافیایی، ایران‌شهر دایره‌ی میانی جهان است که شش دایره‌ی دیگر، یعنی شش سرزمین دیگر، آن را در برگرفته‌اند. سرچشمه‌ی این تقسیم‌بندی جهان به هفت کشور یا هفت اقلیم را در اوستا می‌توان یافت. بازتاب آن را در نوشته‌های دوره‌ی اسلامی نیز می‌توان دید.

در کتاب‌های دوره‌ی اسلامی

در مقدمه‌ی شاهنامه‌ی ابومنصوری آمده است: «هر کجا آرامگاه مردمان بود به چهارسوی جهان از کران تا کران این زمین را ببخشیدند و به هفت بهر کردند و هر بهری را یکی کشور خواندند. نخستین را ارزه خواندند، دوم را سوت خواندند، سوم را فرددفش خواندند، چهارم را راویددفش خواندند، پنجم را ووربرست خواندند، ششم را وورجرست خواندند، هفتم را که میان جهان است خونیرس‌بامی (یعنی خونیرس درخشان) و خونیرس‌بامی این است که ما بدو اندریم و شاهان آن را ایران‌شهر خواندندی.»

ابوریحان بیرونی در کتاب التفهیم لاوائل صناعه التنجیم شهرهای اقلیم چهارم (چهارم کشور به نام ایران‌شهر) را این گونه برشمرده است: «و اقلیم چهارم آغازد از زمین چین و تبت و قتا و ختن و شهرهایی که به میان آن است و بر کوه‌های کشمیر و بلور و وخان و بدخشان بگذرد سوی کابل و غور و هری و بلخ و طخارستان و مرو و کوهستان و نشابور و کومش و گرگان و طبرستان و ری و قم و همدان و موصل و آذربادگان و منج و طرسوس و حران و ثغرهای ترسایان و انطاکیه و جزیره‌های قبرس و رودس و سقلیه تا به دریای محیط رسد بر خلیجی که میان شهرهای مغرب و اندس است و او را زقاق خوانند. »

از دیگر نوشته‌های دوره‌ی اسلامی چنین برمی‌آید که سرزمین کنونی عراق را «دل ایران‌شهر» یعنی مرکز کشور ایران می‌دانستند. برای نمونه، ابن‌خرداذبه در کتاب المسالک و الممالک(راه‌ها و سرزمین‌ها)، توصیف سرزمین‌ها را از منطقه‌ی السواد آغاز کرده است و می‌گوید: «با ذکر سواد آغاز می‌کنیم، زیرا پادشاهان ایران، آن را دل ایران‌شهر می‌نامیدند.» ابن‌خرداذبه و دیگر جغرافی‌دانان دوره‌ی اسلامی، دل ایران‌شهر را به صورت «قلب العراق» ثبت کرده‌اند و عراق در واقع، تازی‌گشته‌ی واژه‌ی ایران است. خود ابن‌خرداذبه هرجا از ایران یاد کرده، واژه‌ی عراق را به کار برده است.

آیا تغییر نام رخ داد؟

بر پایه‌ی آن‌چه گفته شد، نام ایران دست‌کم از روزگار ساسانیان بر سرزمین پهناور ایران نهاده شده است. این نام در دوره‌ی اسلامی (به صورت عراق عجم) نیز به کار می‌رفت. عراق عربی‌ شده‌ی ایران است. نام کشورمان را در نوشته‌های دوره‌ی مغولان، صفویان و قاجاران به صورت ممالک ایران یا ممالک محروسه ایران می‌بینیم (برای آگاهی بیش‌تر مقاله‌ی پژوهشی درباب اصطلاح ممالک محروسه ایران را بخوانید).

اما بیگانگان از روزگار یونانیان باستان سرزمین ایرانیان را کشور پارس (Persia) می‌نامیدند. یونانی‌ها در روزگار مادها این سرزمین را به عنوان ماد می‌شناختند. اما پس از گسترش فرمانروایی هخامنشیان به دست فرمان‌روایانی که خود را پارسی می‌خواندند، میهن ایرانیان را به نام پارس (Persia) شناختند. سرانجام در سال ۱۹۳۵ میلادی، دولت ایران از کشورهای دیگر خواست که این کشور را به نام همیشگی آن، «ایران» بخوانند.

برای آگاهی بیش‌تر:

۱ . محمدی ملایری، محمد. تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی، جلد دوم: دل ایران‌شهر . تهران: توس ۱۳۷۵
۲ . دریایی، تورج. شاهنشاهی ساسانی. ترجمه‌ی مرتضی ثاقب‌فر. تهران: ققنوس، ۱۳۸۳

لغت‌نامه دهخدا

ایران . (اِخ ) پهلوی ، «اِران» . به کشور ایران در عهد ساسانی «اران شتر» [ایران‌شهر] می‌گفتند. در عصر هخامنشی ایی‌ریا نام قوم ایرانی بود و این کلمه را نام قوم اُسِّت ِ قفقاز بصور «ایرون»، «ایرو» و «ایر» بخود اطلاق کرده‌اند. (حاشیه برهان چ معین). کلمات آریا، آریائیان و ایران و امثال آن که در زبان باقی مانده از این کلمه گرفته شده است.

«که ایران بهشت است یا بوستان      همی بوی مشک آید از دوستان» فردوسی .

ممالک محروسه ایران
ممالک محروسه ایران در تمبری از دوران ناصرالدین شاه قاجار

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

salarketab