داریوش
تاریخی خواندنی‌ها

سلطان سکه داریوش هخامنشی بود

سلطان سکه داریوش هخامنشی بود که سکه طلا را در سراسر جهان رواج داد. پیش از او کرزوس، پادشاه لیدیا (لیدی)، که سرزمینی باستانی در غرب ترکیه بود، سکه را در قلمرو خود به کار گرفته بود. اما سکه‌های لیدیا از مخلوط طبیعی طلا و نقره به نام الکتروم ساخته شده بودند. سکه خالص طلا را داریوش بزرگ هخامنشی ضرب کرد و رواج داد. این سکه به نام دریک (برگرفته از نام داریوش) شناخته شد.

سکه لیدیا

هرودوت تاریخ‌نگار جهان باستان در جلد نخست تاریخ خود  از رواج سکه در سرزمین لیدی می‌گوید. او درباره‌ی شگفتی‌های این سرزمین چیزی را شایسته‌ی نوشتن ندیده بود مگر براده‌های طلا که در رود تمولوس یافت می‌شد. او می‌گوید که مردم لیدیا نخستین کسانی بودند که سکه طلا و نقره را ضرب کردند. می‌گوید: «تا جایی که ما اطلاع داریم لیدی‌ها نخستین کسانی هستند که سکه طلا و نقره را ضرب و رایج کرده‌اند.» (صفحه‌ی ۱۴۶ از ترجمه‌ هادی هدایتی) از گفته‌های بعدی او روشن می‌شود که این سکه‌ها خالص نبودند.

سکه داریوش

به گزارش هرودوت داریوش بزرگ فرمان داد سکه خالص طلا را ضرب کنند. او در جلد چهارم تاریخ خود می‌گوید یکی از فرماندهان ایرانی در مصر در اندیشه‌ی رقابت با داریوش هخامنشی افتاد. او کارهای بسیاری از جمله ضرب سکه را از داریوش تقلید کرد. می‌گوید: «داریوش امر کرده بود که مقداری سکه طلا را ضرب کنند و تا حد امکان طلای خالص آن را بیرون آورند و با آن سکه جدید ضرب کنند.» این فرمانده ایرانی به همین روش سکه خالص نقره را فراهم کرد. (صفحه‌ی ۲۱۳ از ترجمه‌ هادی هدایتی) بنابراین، داریوش سلطان سکه طلا بود.

به فرمان داریوش بزرگ ساتراپ‌ها (استانداران فرمانروایی هخامنشیان) باید مالیات را به صورت سکه‌ی نقره می‌پرداختند. شمار سکه‌ها را بر پایه‌ی مساحت زمین‌های کشاورزی و باروری آن‌ها و باروی زمین‌ها را بر پایه‌ی میانگین برداشت چند سال تعیین می‌کردند. از آن روزگار نقشه‌هایی برجای مانده که برنامه‌ی اندازه‌گیری زمین‌های کشاورزی را نشان می‌دهند. باستان‌شناسان تاریخ این نقشه‌ها را حدود ۵۱۹پ‌م تعیین کرده‌اند.

سکه طلا دریک
سکه طلا اردشیر دوم هخامنشی به نام دریک با نقش کماندار هخامنشی

سکه در سیاست

پادشاهان پس از داریوش سکه‌های دریک را نه فقط در کارهای بازرگانی که در فعالیت‌های سیاسی نیز به کار گرفتند. برای مثال، اردشیر دوم هخامنشی سرداران یونانی را که به پشتیبانی از برادرش کوروش-کوچک برخاسته بودند، کشت. سپس به ده هزار مزدور یونانی اجازه داد تا به سرزمین خود بازگرداند. اما بسیاری از آن‌ها به سپاه اسپارت پیوستند و به آسیای صغیر یورش آوردند. شاهنشاه با دادن سکه‌های طلا به آتنی‌ها از پشتیبانی آن‌ها برخوردار شد و به کوشش سردار فرناباذ، اسپارتی‌ها را از آسیای صغیر بیرون کرد.

بعدها ساتراپ‌های ایرانی آسیای صغیر سیاست دوگانه‌ای را در برابر آتن و اسپارت در پیش گرفتند. آن‌ها گاه به آتنی‌ها و گاه به اسپارتی‌ها کمک می‌کردند. گاه برای نوسازی نیروی دریایی اسپارت سکه می‌پرداختند و گاه برای نوسازی دیوار دفاعی آتن. ایرانیان با پرداخت سکه‌های نقره و طلا توانستند سروری خود را بر آسیای صغیر و شمال یونان حفظ کنند. در واقع، ایرانیان در جایی که گره را می‌شد با دست باز کرد (یعنی پرداخت سکه‌های طلا) از بازکردن آن با دندان (یعنی شمشیر و جنگ) پرهیز می‌کردند. سلطان سکه چه قدرتی دارد!

منبع:

هرودوت، ت‍اری‍خ‌ ه‍رودت‌. ت‍رج‍م‍ه‌ ب‍ا م‍ق‍دم‍ه‌ و ت‍وض‍ی‍ح‍ات‌ و ح‍واش‍ی‌ از ه‍ادی‌ ه‍دای‍ت‍ی. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۳
سالاری، حسن. ۱۰۰ فرمانروا و سردار ایران. تهران: محراب قلم، ۱۳۹۴

عبارت‌های مرتبط:

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

salarketab