قلیان
تاریخی زندگی

قلیان شاه عباسی چه طعمی دارد؟

قلیان دست‌کم از دوران صفویه در ایران رایج بوده است. ژان شاردن (۱۶۴۳-۱۷۱۳م) جهانگرد فرانسوی، می‌گوید ایرانیان بسیار قلیان می‌کشند، چنان‌که بزرگانشان آن را با مردی سواره همواره همراه خویش دارند. اغلب در میان راه می‌ایستند و می‌کشند. گاه بر پشت اسب نیز غرغر راه می‌اندازند. به گفته‌ی او افراط در مصرف تنباکو، ایرانیان را می‌خشکاند و ضعیف و نحیف می‌سازد. با این همه، مردم دست از کشیدن برنمی‌دارند. به گزارش او شاه عباس بزرگ کوشید آن را ممنوع کند اما موفق نشد. به نظر مردم: «دلخوشی فقط در تنباکو است.»

توصیف قلیان

شاردن در توصیف قلیان و چگونگی کارکرد آن می‌گوید: دود را از تنگ آبی عبور می‌دهند. بالای بطری (کوزه‌)، سرچپق (قلیان) سفالی یا فلزی است و لوله‌ای دارد که سر آن داخل آب می‌شود. چپق با پیپی که با آن دود کشیده می‌شود، به آن لوله وصل است. در زیر کوزه‌، چهارپایه‌ای وجود دارد. هنگامی‌که میل تدخین دارند، اندکی تنباکو را که بسیار ریز و ساییده شده خیس کنند و در سر آن قرار می‌دهند. سپس دو یا سه قطعه زغال مشتعل روی آن می‌گذارند. آن‌گاه دود را می‌کشند که داخل آب می‌شود. دود پس از چرخی در آب، وارد دهان می‌شود.

شاردن می‌گوید ایرانیان با همان ولع اروپایی‌ها مدام چپق در دهانشان است. «متعینین و متشخصین چپق یعنی قلیان خود را بوسیله‌ی مرد سواری همیشه همراه خویش دارند. اغلب اوقات در سر راه توقف کرده، قلیان می‌کشند. حتی در پشت اسب نیز قلیان و غرغر راه می‌اندازند. افراد عالی‌مقام هیچ‌وقت بدون قلیان خارج نمی‌شوند.» می‌گوید: «به مدارس بروید مشاهده می‌کنید که استاد و شاگرد هر دو در عین مطالعات دقیق و عمیق خود، لوله‌ی قلیان در دهان دارند.» حتی روزه‌ی خود را هنگام افطار پیش از همه با توتون و تنباکو می‌گشایند.

قلیان شاه عباس

شاه عباس (۱۵۸۷ – ۱۶۲۹م) کوشید قلیان را در ایران ریشه‌کن کند. در همین باره شاردن حکایتی را نقل می‌کند از پذیرایی شاه از دولت‌مردان با قلیانی ویژه. به فرمان شاه عباس سر آن را به جای تنباکو با پشکل خشک و نرم پر کردند. شاه از مهمان‌ها درباه‌ی کیفیت تنباکو پرسید. یکی از اعیان و اشراف پاسخ داد: «فوق‌العاده عالی است. بهتر از آن در جهان پیدا نمی‌شود.» دیگری پاسخ داد که بهتر از بوی هزار گل را دارد. آن‌گاه شاه با خشم و غضب گفت: «داروی منفور لعنتی که با تپاله‌ی اسب فرقی ندارد!»

شاردن می‌گوید شاه عباس خودش کشیدن قلیان را کنار گذاشت اما نتوانست این عادت ناپسند را از سر مردم بیندازد. به گفته‌ی او افراط در مصرف تنباکو ایرانیان را می‌خشکاند و ضعیف و نحیف می‌سازد. با این همه مردم دست از کشیدن دست برنمی‌دارند. می‌گوید عموم مردم به این حقیقت اعتراف دارند اما همین‌که از آن‌ها می‌پرسی چرا آن را ترک نمی‌کنید، می‌گویند: «عادت شده» و می‌افزایند: «دلخوشی فقط در تنباکو است.» به گفته‌ی او علاقه به توتون و تنباکو عادت زشتی است که سراسر جهان را گرفته است.

منبع:

شاردن، ژان، سیاحت‌نامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، تهران: امیرکبیر، ۱۳۳۶ (جلد چهارم ص۵۳-۵۶)

برای آگاهی بیش‌تر از پیشینه‌ی قلیان مقاله‌ی نظری به پیدایش قلیان و چپق در ایران را بخوانید


از شاردن بخوانید

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته‌های سالارکتاب را بخوانید و به دوستان خود پیشنهاد بدهید اما از کپی کردن و انتشار آن‌ها در سایت‌های دیگر بپرهیزید. این کار ناپسند را سرقت ادبی می‌نامند که سبب کاهش انگیزه برای تولید نوشته‌های اصیل می‌شود. سرقت ادبی پیگرد قانونی دارد و سبب کاهش رتبه‌ی سایت در موتورهای جست‌وجو به ویژه گوگل می‌شود.