ماکان
تاریخی خواندنی‌ها

ماکان که بود و چه سرنوشتی یافت؟

ماکان پسر کاکی از سرداران طبرستان در آغاز سده‌ی چهارم هجری بود. او به دلاوری شناخته می‌شد و ژوبین را که نیزه‌ای کوتاه بود، از همه بهتر می افگند. او یاران بسیاری پیدا کرد و مانند بسیاری از سرداران آن دوره برای بر پایی حکومتی مستقل از خلافت عباسیان کوشید.

تا حکومت ایرانی

از دلاورانی که به ماکان خدمت می‌کردند، سه پسر بویه‌ ماهیگیر بودند. هنگامی‌که سرداری به نام مرداویج زیاری بر ماکان پیروز شد، پسران بویه به او پیوستند. مرداویج فرمانروایی زیاریان را بنیان نهاد و کوشید بر خلیفه‌ی عباسی چیره شود. او به دست جاسوسان خلیفه کشته شد.

ماکان به سامانیان پیوست که در خراسان بزرگ فرمان‌روایی داشتند. اما چندی بعد سر به شورش نهاد و به جرجان (گنبد کاووس) رفت. نصر دوم سامانی سرداری به نام ابوعلی چغانی را به سوی او فرستاد. این سردار خراسانی، سردار طبرستانی را در ۳۲۹ ق در نزدیکی ری شکست داد.

پسران بویه که از ماکان جدا شده بودند، از مرداویج نیز جدا شدند. آن‌ها فرمان‌روایی پسران بوبه (آل‌بویه) را بنیان نهادند و بر خلیفه‌ی عباسی چیره شدند. سرانجام سه حکومت ایرانی بنیان نهاده شد. سامانیان در شرق، زیاریان در جرجان و خاندان بویه در مرکز ایران تا عراق.

سرنوشت ماکان

ماجرای کشته شدن این سردار ایرانی چنین بود که وشمگیر برادر مرداویج در ری بود و پسران بویه می‌خواستند او را از ری بیرون کنند. از این رو، به ابوعلی چغانی نامه نوشتند که اگر به ری لشکرکشی کند، به او یاری می‌رسانند. وشمگیر که از این ارتباط آگاه شد، سردار بزرگ را از طبرستان به یاری خواند.

ماکان به ری آمد و ابوعلی نیز به ری رهسپار شد. دو سپاه در اسحاق‌آباد با هم روبه‌رو شدند. ابوعلی چنین نقشه کشید که گروهی از سربازانش عقب‌نشینی کنند. پیروان ماکان به دنبال آن‌ها رفتند و در تله گرفتار شدند. آن‌ها که خود را در محاصره دیدند، گریز را بر پایداری ترجیح دادند.

اما سردار طبرستان چه کرد؟ گزارش ابن‌اثیر را بخوانید: «چون ماکان چنین دید از اسب فرود آمد و در جنگاوری، آزمونی نیک داد تا این‌که تیری به گونه‌ای شگفت بر پیشانی او نشست و از کلاهخود و سر او بگذشت و از پشت سر او بیرون آمد و ماکان بر زمین افتاد.»

منبع:

ابن ‌اثیر، ت‍اری‍خ‌ ک‍ام‍ل‌، ترجمه‌ی‌ ح‍س‍ی‍ن‌ روح‍ان‍ی و محسن آژیر‌، تهران: اساطیر، ۱۳۷۰ (ص۴۹۴۰-۴۹۲۱)
سالاری، حسن، صد فرمانروا و سردار ایران، تهران، محراب قلم، ۱۳۹۵

با سرداران بزرگ ایران آشنا شوید

لغت‌نامه دهخدا

نام یکی از حکام بوده که پدر او کاکی نام داشته است. (برهان) (از ناظم الاطباء). نام یکی از حکام مازندران بوده، پدرش کاکی نام داشته وکاکی به معنی کاکو است و کاکو خالو را گویند. وی به شجاعت معروف بوده، ژوبین را که حربه ایست نیزه مانند و آن را در روز جنگ بر دشمن می‌اندازند، وی از همه بهتر می‌افگنده و در این کمال و در این هنر از امثال و اقران برتر و برسر بوده و آل بویه در بدو حال ملازمت او را می‌کردند.

عبارت‌های مرتبط:

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *