نهنگی یعنی تمساح نه وال
زیست‌شناسی علمی

نهنگ یعنی تمساح

نهنگ در زبان فارسی به نادرست در برابر وال (whale) به کار رفته است. این واژه در نوشته‌های کهن به معنای تمساح است. برای مثال، در کتاب قدیمی حدود العالم آمده است: «اندر رود نیل نهنگ است بسیار»، یعنی در رود نیل تمساح فروان است. تمساح نام عربی این جانوران و کروکودیل (Crocodile) نام لاتین آن‌هاست. تمساح‌ها از خزندگان به شمار می‌آیند.

وال یا نهنگ

وال‌ها جانورانی غول‌آسا هستند که در اقیانوس‌ها زندگی می‌کنند. گرچه شکلشان شبیه ماهی است، اما از پستانداران هستند. آن‌ها مانند ما انسان‌ها با شش‌هایشان تنفس می‌کنند. بنابراین ناچارند برای تنفس به سطح آب بیایند. آن‌ها مانند دیگر پستانداران، بچه می‌زایند و به بچه‌های خود شیر می‌دهند. نسل بسیاری از وال‌ها به دلیل شکار بی‌رویه در خطر نابودی است.

در گذشته وال‌ها را ماهی می‌دانستند. ماهی وال یا ماهی بال در نوشته‌های کهن معرفی شده است. برای مثال، در کتاب جواهرنامه آمده است: «ماهی است به غایت بزرگ که قصد آدمی کند، آن را وال خوانند.» امروزه می‌دانیم که وال‌ها، ماهی نیستند. آن‌ها به انسان‌ها حمله نمی‌کنند. فقط پیکر درشت و غول‌آسای آن‌ها ترسناک به نظر می‌رسد.

در لغت‌نامه دهخدا به نقل از ابراهیم پورداود آمده است:

«نهنگ همان جانوری است که در لاتینی کروکودیلوس و در عربی تمساح خوانند. نهنگ رود گنگ در هندوستان گاویال و نهنگ سرزمین‌های گرم آمریکا الیگاتور خوانده می‌شود. کروکودیل در زبانهای اروپایی نهنگ افریقایی است». نهنگ را با وال [= بال] نباید اشتباه کرد.

نهنگ و حاجی سیاح

حاجی سیاح، جانگرد ایرانی دوره‌ی قاجار، در سفر به کراچی به دیدن چشمه‌ای می‌رود که چند تمساح در آن می‌زیستند. مردم محلی آن‌ها را مقدس می‌دانستند. می‌گوید: «هفده نهنگ در آن مثل گاو مذبوح خوابیده چشم‌ها را پوشیده بودند. چند نفر از مریدان که از راه دور آمده بودند گوسفندها آورده. بعد از خواندن دعا به زبان خودشان، دست و پا بسته و سرمه به چشم گوسفندان کشیده به آب افکندند. نهنگ‌ها به‌آرامی چشم باز کرده دهان گشوده گوسفندها را پاره پاره کرده بلعیدند.» روشن است که منظور از نهنگ همان تمساح است.

منبع:

مینوی، مجتبی، «ماهی وال یا بال»، یغما، سال اول، شماره ۱۰ (ص۴۵۲- ۴۵۶)
محمد بن ابی البرکات نیشابوری، جواهرنامه نظامی، به کوشش ایرج افشار و همکاری رسول دریاگشت، تهران، ۱۳۸۳ش (ص۱۵۳-۱۵۴)
سیاح، محمدعلی محلاتی، خاطرات حاج سیاح، به کوشش حمید سیاح، تهران: ابن سینا، ۱۳۴۶ (ص۸)


پیشنهاد به مترجم‌ها

در برابر واژه‌ی whale بنویسید وال، در برابر واژه‌ی Crocodile بنویسید تمساح و در برابر واژه‌ی alligator بنویسید آلیگاتور


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته‌های سالارکتاب را بخوانید و به دوستان خود پیشنهاد بدهید اما از کپی کردن و انتشار آن‌ها در سایت‌های دیگر بپرهیزید. این کار ناپسند را سرقت ادبی می‌نامند که سبب کاهش انگیزه برای تولید نوشته‌های اصیل می‌شود. سرقت ادبی پیگرد قانونی دارد و سبب کاهش رتبه‌ی سایت در موتورهای جست‌وجو به ویژه گوگل می‌شود.