نوروز
تاریخی زندگی

نوروز به گزارش ابوریحان بیرونی

نوروز نام نخستین روز است از نخستین ماه ایرانیان که فروردین ماه باشد. این روز برای ایرانیان به سبب تعیین آغاز سال بسیار مهم بوده است. به گفته‌ی ابوریحان بیرونی: «این روز و روز مهرگان تعیین کننده زمان هستند.» از نظر اخترشناسی کهن، در این روز آفتاب به برج بره وارد می‌شود که همزمان است با اعتدال بهاری. در این‌جا گزارش ابوریحان بیرونی درباره‌ی نوروز را از روی کتاب آثارالباقیه بازخوانی می‌کنیم. بیرونی منبع این بخش از کتابش را نوشته‌های رادویه پسر شاهویه، خورشید پسر زیار و محمد پسر بهرام مطیار برشمرده است. او می گوید این نوشته‌ها بهتر از دیگر آثاری است که دیده و او را از نوشته‌های دیگران بی نیاز کرده است.

نوروز در اسطوره‌ها

پیشینیان گفته‌اند که پیدایش و آفرینش جهان در نوروز رخ داد. در این روز خداوند افلاک را که مدتی ساکن بودند به گردش درآورد. در این روز آفتاب را آفرید تا اجزای زمان از سال و ماه و روز با آن شناخته شود. آغاز شمارش از این روز بود. نیز گفته‌اند که خداوند انسان را در این روز آفرید. نخستین انسان از نظر ایرانیان، یعنی کیومرث، در این روز به شاهی رسید. این روز، جشن او بود. به‌راستی که نوروز روز زندگی است، چرا که هنگام برآمدن شکوفه‌ها و برگ‌آوردن درختان است. (ص۳۲۵)

گفته‌اند جمشید برای خود گردونه‌ ساخت و در نوروز بر آن سوار شد. جن و شیاطین او را در هوا حمل کردند و به یک روز از کوه دماوند به بابل آمد. مردم، بسیار شگفت زده شدند. آن‌ها این روز را عید گرفتند. برای یادبود آن، در تاب می‌نشینند و تاب می‌خورند. همچنین گفته‌اند که جمشید در شهرها گردش می‌کرد. هنگام ورود به آذربایجان، بر تختی از زر نشست و مردم به دوش خود آن تخت را می بردند. چون پرتو آفتاب بر آن تخت تابید، مردم آن را دیدند این روز را عید گرفتند. (ص۳۲۷)

سبزه‌ی نوروز

می‌گویند ابلیس برکت را از مردم دور کرد، چنان که هر چه می‌خوردند و می‌نوشیدند، سیر نمی‌شدند. او باد را  نمی‌گذاشت بوزد که سبب روییدن درختان شود. نزدیک شد که این جهان نابود شود. پس جمشید به فرمان خداوند و راهنمایی او به جایگاه ابلیس و پیروانش به سوی جنوب رفت. او مدتی دراز در آن جا ماند تا نیرنگ شیطان را برطرف کرد. چنان‌که بیرونی نوشته است: «آنگاه مردم از نو به حالت اعتدال و برکت و فراوانی رسیدند و از بلا رهایی یافتند.» (ص۳۳۰)

همین‌که جمشید پس از برطرف‌کردن بلا به این جهان بازگشت، مانند آفتاب درخشید. مردم از طلوع دو آفتاب در یک روز در شگفت شدند. در این روز هر چوبی که خشک شده بود سبز شد. مردم گفتند روز نو آمده است.از این رو، از راه تبرک به این روز در طشتی جو کاشتند. به گفته‌ی بیرونی این رسم در میان ایرانیان پایدار ماند. «در روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت استوانه بکارند. از روییدن این غلات به خوبی و بدی زراعت و حاصل سالیانه حدس بزنند.» (ص۳۳۰)

آب‌پاشی در نوروز

به گزارش بیرونی ایرانیان باستان در روز نوروز غسل می‌کردند. این روز به فرشته آب، بهروذا، تعلق دارد. مردم در سپیده دم از خواب بر می‌خاستند و با آب قنات و حوض خود را می‌شستند. گاهی آب جاری را برای تبرک و دفع آفات بر خود می‌رختند. مردم در این روز به یکدیگر آب می‌پاشیدند. به این سبب که در کشور ایران دیرگاهی باران نبارید و ناگهان به ایران سخت بارید. مردم به این باران تبرک جستند و از این آب به یکدیگر پاشیدند. (ص۳۳۱)

سه نظر دیگر درباره‌ی پاشیدن آب و غسل نوروز در کتاب بیرونی آمده است. یکی این که چون به روزگار جمشید همه چیز رو به فزونی گذاشت، خداوند زمین را سه برابر کرد و به مردم فرمان داد غسل کنند تا از هر گناهی پاک شوند و آفات از ایشان دور شود. دوم، چون در زمستان تن انسان به کثافات آتش از قبیل دود و خاکستر آلوده می‌شود، این آب را برای تطهیر از آن کثافات به هم می‌ریزند. دیگر این که هوا را لطیف و تازه می‌کند و نمی‌گذارد که در هوا تولید وبا و بیماری شود. (ص۳۳۱)

کشف‌های نوروزی

ابوریحان بیرونی از آذرباد، موبد بغداد، حکایت کرده است که نیشکر در کشور ایران در روز نوروز یافت شد. به گزارش او جمشید روزی گیاه نی را دید که اندکی از آب درون آن به بیرون ترواش کرده بود. جمشید آن را چشید و دریافت که شیرین است. او فرمان داد آب نی را بیرون آورند. از آن آب شیرین، شکر ساختتند. چنین شد که: «در روز پنجم شکر به دست آمد و از راه تبرک به آن مردم برای یکدیگر شکر هدیه فرستادند. در مهرگان نیز این کار را به همین میزان تکرار کردند.» (ص۳۲۷)

همچنین پیشینیان گفته‌اند که جمشید در روز نوروز مقادیر اشیاء، یعنی اوزان و مقیاس، را استخراج کرد. از این رو، پادشاهان پس از او این روز را فرخنده دانستند. آن‌ها فرمان‌های سالیانه را که بر کاغذ و پوست نوشته می‌شد، در این روز مهر می‌کردند و به اطراف می‌فرستادند. به گفته‌ی بیرونی: «این روز را به پارسی اسپیدانوشت می‌گفتند.» (ص۳۳۲) همو گوید که پس از درگذشت جمشید، پادشاهان نه فقط روز نوروز که همه‌ی روزهای ماه فروردین را عید گرفتند.

توضیح علمی نوروز

ایرانیان باستان با توجه به حرکت ظاهری اجرام آسمانی دیدند که هفت سیاره روی کمربندی فرضی جابه‌جا می‌شوند. آن‌ها ستارگان این منطقه را در گروه‌هایی به نام صورت فلکی در نظر می‌گرفتند. این منطقه (دایره البروج) را برپایه‌ی صورت‌های فلکی به دوازده بخش کرده بودند. به هر یک نامی داده بودند: بره (حَمل)، گاو (ثور)، دوپیکر (جوزا)، خرچنگ (سرطان)، شیر (اسد)، خوشه‌ی گندم (سنبله)، ترازو (میزان)، کژدم (عقرب)، کمان (قوس)، بز (جدی)، دلو (دلو) و ماهی (حوت).

اخترشناسان ایران باستان به ارتباط ظاهری صورت‌های فلکی با حرکت سالیانه‌ی خورشید پی بردند. آن‌ها سال خورشیدی را بر پایه‌ی این ارتباط چنین تعریف کردند: اگر برآمدن آفتاب از همان جایی رخ دهد که یک صورت فلکی پدیدار می‌شود، تا زمانی که بار دیگر همین وضعیت رخ دهد، یک سال خورشیدی به شمار می‌آید. این واقعیت را ابوریحان بیرونی در تعریف سال چنین گفته است:  «سال: بازگشت آفتاب است در فلک البروج به نقطه‌ای که از همان نقطه حرکت کرده است.» (ص۱۲)

ابوریحان بیرونی گوید: «نوروز نخستین روز است از فروردین ماه و از این جهت روز نو نام کردند زیرا که پیشانی سال نو است.» التفهیم لاوائل صناعه التنجیم

از انقلاب تا اعتدال

به گزارش ابوریحان بیرونی پیشینیان ما انقلاب تابستانی را برای آغاز سال در نظر گرفته بودند. در انقلاب تابستانی (انقلاب صیفی) بیش‌ترین طول روز و در انقلاب زمستانی بیش‌ترین طول شب را داریم. به گفته‌ی بیرونی تشخیص زمان این دو انقلاب (تابستانی و زمستانی) به کمک ابزار و چشم از تشخیص زمان دو اعتدال (بهاری و پاییزی) آسان‌تر است. چنان‌که گوید: «اما اعتدالین را نمی‌شود شناخت مگر پس از این که انسان در آغاز کار، عرض بلد و میل کلی را بداند.» (ص۳۲۹)

به گفته‌ی بیرونی تا هنگامی‌که ایرانیان سال‌ها را به‌دقت کبیسه می‌کردند، نوروز در آغاز تابستان بود. به همین سبب بیرونی در تعریف نوروز می‌گوید: «این روز با ورود آفتاب به برج سرطان مطابق است.» (ص۳۲۴) اما با گذشت زمان عید نوروز از جایگاه اصلی خود جابه‌جا شد. چنان‌که بیرونی گوید: «عید نوروز از جایگاه اصلی خود زائل شده و در زمان ما با دخول آفتاب در برج بره موافق گشته که آغاز بهار باشد.» (ص۳۲۹) یعنی نوروز با لحظه‌ی اعتدال بهاری مرتبط شد که در آن طول شب با طول روز برابر است.

ساسانیان و نوروز

به گزارش بیرونی پادشاهان ساسانی در روز نوروز بر تخت می‌نشستند. پادشاه در این روز به مردم اعلام می‌کرد که برای کمک و نیکی به ایشان بر تخت نشسته است. (ص۳۳۲) بنابراین روز نوروز روز دیدار مردم با پادشاه بود. این رویداد را بار عام می‌گویند. در این روز پادشاه از مردم پذیرایی می‌کرد و نیاز آنان را برمی‌آورد. بیرونی در سبب توجه ایرانیان به عیدها می‌گوید: «یکی از اسبابی است که تنگی روزی فقرا را به یک زندگانی فراخ مبدل می‌سازد و آرزوهای نیازمندان را بر می‌آورد.» (ص۳۲۴)

پادشاه ساسانی در روز دوم میزبان دهقانان و خانواده‌هایشان بود. روز سوم برای سپاهیان و بزرگان و موبدان بر تخت می‌نشست. روز چهارم برای خویشاوندان و روز پنجم برای خانواده‌اش بود. پادشاه به ایشان مطابق جایگاه و خدماتشان هدیه می‌داد. او پس از این‌که «از قضای حقوق مردمان فارغ و آسوده شده بود» روش ششم را برای خود نوروز می‌گرفت. در این روز بخشی از هدیه‌های مردم را برای خودش برمی‌داشت، برخی را می‌بخشید و بخشی را به خزانه می‌سپرد. (ص۳۳۲)

نوروز در اسلام

بیرونی روایتی را گزارش کرده است که در نوروز جامی پر از حلوا برای پیغمبر آوردند. آن حضرت پرسید که این چیست؟ گفتند: امروز روز نوروز، عید بزرگ ایرانیان، است. فرمود آری، در این روز بود که خداوند عسکره را زنده کرد. پرسیدند: عسکره چیست؟ فرمود عسکره هزاران مردمی بودند که از ترس مرگ سر به بیابان نهادند. خداوند آنان را میراند و سپس زنده کرد. سپس از آن حلوا تناول کرد. آن‌گاه جام نقره‌ را میان یارانش قسمت کرد و گفت: «کاش هر روز برای ما نوروز بود.» (ص۳۲۵)

روایت دیگری می‌گوید حضرت سلیمان انگشترش را گم کرد. پس از چهل روز آن را یافت و پادشاهی به او بازگشت. ایرانیان گفتند: نوروز آمد. سپس سلیمان به باد فرمان داد که تختش  را حمل کند. پرستویی در پیش او پیدا شد.‌گفت: ای پادشاه از آن سوتر رو که آشیانه من را ویران نکنی. پس سلیمان راهش را کج کرد. پرستو با منقارش قدری آب آورد و بر روی سلیمان پاشید. یک ران ملخ نیز هدیه آورد. «از این جاست که مردم در نوروز به یکدیگر آب می‌پاشند و پیشکی به نزد هم می‌فرستند.» (ص۳۲۶)

منبع:

بیرونی، ابوریحان. آثار الباقیه. ترجمه‌ی اکبر داناسرشت. تهران: امیرکبیر، چاپ ششم، ۱۳۸۹


جشن‌های ایرانی را بشناسیم

نوروز میراث جهانی است. صفحه‌ی نوروز در پایگاه  یونسکو را ببینید

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته‌های سالارکتاب را بخوانید و به دوستان خود پیشنهاد بدهید اما از کپی کردن و انتشار آن‌ها در سایت‌های دیگر بپرهیزید. این کار ناپسند را سرقت ادبی می‌نامند که سبب کاهش انگیزه برای تولید نوشته‌های اصیل می‌شود. سرقت ادبی پیگرد قانونی دارد و سبب کاهش رتبه‌ی سایت در موتورهای جست‌وجو به ویژه گوگل می‌شود.