نوروز در دربار ساسانیان
تاریخی زندگی

نوروز در دربار ساسانیان

نوروز در دربار ساسانیان با شکوه بسیار گرامی داشته می‌شد. چنان‌که ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه و محمد عوفی در جوامع الحکایات آورده است، در این روز پادشاه بار عام می‌داد و از مردم پذیرایی می‌کرد. افزون بر این، او به شکایت مردم از پادشاه و کارگزاران او رسیدگی می‌کرد. ابوعثمان جاحظ در کتاب التاج فی اخلاق الملوک آیین‌های نوروز در دربار ساسانیان را با شرح بیش‌تر آورده است. این کتاب در دوره‌ی عباسیان به زبان عربی نوشته شده است.

دادخواهی در نوروز

جاحظ نوشته است از اخلاق پادشاهان ایران این بود که در مهرگان و در نوروز بار عام می‌دادند. آن‌ها چند روز پیش از بار عام به جارچیان فرمان می‌دادند که مردم را آگاه سازند تا برای آن روز آماده شوند. بنابراین، مردم فرصت داشتند تا نوشته‌ای آماده کنند یا دلیل و برهان بر مظلومیت خود فراهم کنند. طرف دیگر همین‌که آگاه می‌شد قرار است از او به شاه شکایت کنند، از در آشتی درمی‌آمد و حق ستمدیده را به او می‌داد.

در روز بار عام، پادشاه به موبد فرمان می‌داد تا مردان معتمد را بر در سرای شاهی بگمارد. آن‌ها مراقب بودند تا از بار یافتن برخی از مردم به حضور پادشاه جلوگیری نکنند. آن‌گاه نامه‌ها و دادخواست‌های مردم را می‌گرفتند و به آن‌‌ها رسیدگی می‌کردند. نخست از خود شاه آغاز می‌کردند. سپس نوبت به کارگزاران می‌رسید. پادشاه می‌گفت: «من برای این از خود آغاز کردم که طمع در حق مردم نکنید. پس هر کسی که حقی بر گردن دارد باید حق‌دار را با سازش یا هر راهی که بداند، خشنود سازد.»

پیش از رسیدگی به شکایت مردم از پادشاه، او به موبد می‌گفت: هیچ گناهی به درگاه خداوند بزرگ‌تر از گناه پادشاهان نیست، زیرا خداوند آنان را بر مردم چیره کرده تا مرزهای کشور را از تجاوز نگاه دارند و دست‌اندازی به اموال و ناموس را براندازند. پس اگر پادشاهان ستمگری و دست‌درازی کنند، دیگران حق دارند کفن مردگان را از گور بربایند. و این وضع که اکنون من در برابر تو دارم، تو فردا در برابر خداوند داری. پس اگر خدا را  مقدم داری، او نیز با تو چنین کند. (ص۲۱۶-۲۲۱)

هدیه‌های نوروزی

جاحظ نوشته است که در نوروز و مهرگان برای پادشاه هدیه می‌آوردند. «مهرگان عبارت از فرارسیدن فصل زمستان و سرماست و نوروز نشانه‌ی فرارسیدن فصل گرماست. و در چنین مواقعی از حقوق پادشاه این است که خاصان و افراد خاندان شاه هدیه‌هایی تقدیم کنند.» (ص۲۰۱) رسم چنین بود هرکه آن‌چه را دوست داشت به شاه هدیه می‌داد. دلاوران اسب، شمشیر یا نیزه‌ای هدیه می‌کردند. آنان‌هایی که پارچه و پوشاک دوست داشتند، همین جنس را تقدیم می‌کردند.

هدیه‌های خواص و ملازمان را ارزیابی و در دیوان ثبت می‌کردند. اگر هدیه‌دهنده دچار گرفتاری می‌شد یا می‌خواست ساختمانی بسازد یا سور عروسی بدهد، به آن‌چه در دیوان ثبت شده بود نگاه می‌کردند. اگر ارزش هدیه‌های او به ده هزار می‌رسید، دو برابر آن را به او می‌دادند. آن‌که تیری هدیه داده بود، جامه‌‌ها را به ارتفاع آن تیر روی هم می‌چیدند و به او می‌دادند. اگر به کسانی در روز گرفتاری این وام را نمی‌دادند، موظف بودند موضوع را به گوش پادشاه برسانند. (ص۲۰۳)

پادشاهان ساسانی در نوروز و مهرگان جامه‌های زمستانی و تابستانی خود را به خواص و ملازمان هدیه می‌دادند. «و چون عید نوروز فرامی‌رسید جامه‌های سبک و نازک بر تن می‌کردند و دستور می‌دادند تا جامعه‌های زمستانی قسمت شود.» جاحظ می‌گوید از فرمانروایان دوره‌ی اسلامی عبدالله بن طاهر این رسم را حفظ کرد (ص۲۰۴). ابوریحان بیرونی نیز می‌گوید: «رسم ملوک خراسان این است که در این موسم به سپاهیان خود لباس بهاری و تابستانی می‌دهند.» (آثارالباقیه، ص)

دزدی در نوروز

آورده‌اند که انوشیروان در یکی از روزهای نوروز یا مهرگان بار عام داد. سفره‌ها را پهن کردند و مردم بر پایه‌ی مرتبه‌های خود به ایوان کسری وارد شدند. مردم به دور سفره‌ها نشستند و خادمان به پذیرایی آن‌ها مشغول شدند. پس از این‌که خوردنی‌ها را خوردند، در جام‌هایی زرین برای مردم نوشیدنی آوردند. همین‌که سفره‌ها را برچیدند و مهمان‌ها خواستند که بروند، یکی از حاضران یکی از جام‌های زرین را برداشت و در جامه‌اش پنهان کرد.

در آن روز انوشیروان در جایگاهی بود که همه را می‌دید. با این‌که آن مرد را در حال پنهان کردن جام دید، به روی خود نیاورد. اما سرپرست جام‌داران شاه از گم‌شدن یکی از جام‌ها آگاه شد. بی‌درنگ فریاد زد مردم از تالار بیرون نروند تا از همه بازجویی شود. انوشیروان به او گفت مانع رفتن مردم نشود. گفت یکی از جام‌های زرین گم شده است. انوشیروان فرمود: «کسی آن را برده است که باز ندهد و کسی او را دیده است که راز او را فاش نکند.» (ص۱۵۳-۱۵۴)

درباره‌ی ابوعثمان جاحظ

ابوعثمان جاحظ (۱۶۰-۲۵۵ق) شاگرد ابواسحاق ابراهیم سیار بلخی، اصمعی، نظام و ثمامه بود. از پشتیبانی فتح بن خاقان وزیر متوکل عباسی بهره‌مند بود. این وزیر با کمک علی بن یحیی، اخترشناس ایرانی، کتابخانه‌ای بزرگ فراهم آورده بود. به سفارش این وزیر کتاب‌هایی در اخلاق  الملوک (رفتار پادشاهان) نوشته شد. از این رو، گمان می‌رود کتاب التاج فی اخلاق الملوک که به جاحظ منسوب است، به سفارش این وزیر نوشته شده است. این کتاب بیش‌تر به معرفی آداب دربار ساسانیان می‌پردازد.

جاحظ در بصره چشم به جهان گشود که آمیخته به فرهنگ ایرانی بود. او چنان در ادبیات ورزیده شد که متوکل عباسی خواست تا آموزش فرزندانش را به او بسپارد. اما چون جاحظ چهره‌ی زیبایی نداشت، از این کار پشیمان شد. با این همه، جاحظ چندان آثار زیبا در ادبیات پدید آورد که زشتی چهره‌ی او را به حاشیه راند. بیش از ۲۰۰ اثر به او منسوب است که حدود ۳۰ اثر به طور کامل و حدود ۵۰ اثر به طور ناقص باقی مانده است. از جمله‌ی آن‌ها البیان و تبیین، المحاسن و الاضداد، و الحیوان است.

منبع:

جاحظ، ابوعثمان، تاج، ترجمه محمدعلی خلیلی، تهران: ابن‌سینا، ۱۳۴۳


جشن‌های ایرانی را بشناسیم

نوروز میراث جهانی است. صفحه‌ی نوروز در پایگاه  یونسکو را ببینید


 

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته‌های سالارکتاب را بخوانید و به دوستان خود پیشنهاد بدهید اما از کپی کردن و انتشار آن‌ها در سایت‌های دیگر بپرهیزید. این کار ناپسند را سرقت ادبی می‌نامند که سبب کاهش انگیزه برای تولید نوشته‌های اصیل می‌شود. سرقت ادبی پیگرد قانونی دارد و سبب کاهش رتبه‌ی سایت در موتورهای جست‌وجو به ویژه گوگل می‌شود.