نوروز
تاریخی سیاست

نوروز روز دادخواهی و مردم‌سالاری

نوروز روز دیدار مردم با پادشاه بوده است. چنان‌که ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه نوشته است،  پادشاهان ساسانی در نوروز بر تخت می‌نشستند و بار عام می‌دادند. در این روز پادشاه از مردم پذیرایی می‌کرد و نیاز آنان را برمی‌آورد. این رویداد مهم را محمد عوفی در کتاب جوامع الحکایات (نوشته در حدود ۶۳۰ ق) با شرح بیشتر گزارش کرده است. به گفته‌ی او هدف اصلی از بار عام این بوده است که ستمگران دل ستمدیدگان را به دست آورند و از بیم پادشاه، حق را به حق‌دار بدهند.

بار عام در نوروز

در کتاب جوامع الحکایات، نوشته‌ی محمد عوفی، آمده است که عبدالله بن طاهر پس از به دست گرفتن حکومت، درباره‌ی روش فرمانروایی پادشاهان پیشین پژوهش کرد. یک از دانایان به او گفت که روش ایشان چنین بوده است که در نوروز و مهرگان بار عام و بار خاص داشتند. یعنی توده مردم و بزرگان را نزد خود مهمان می‌کردند. هدف مراسم این بود که ستمگران، دل ستمدیدگان را به دست آورند و از بیم پادشاه، حق را به حق دار بدهند.

برای اجرای درست این مراسم، جارچیان از یک هفته جلوتر اعلام می‌کردند که بار عام در چه روز خواهد بود. آن‌ها ندا می‌دادند که در این روز به تنگدستان و ستمدیدگان رسیدگی می‌شود. از این رو، مردم فرصت می‌یافتند تا با آمادگی به نزد پادشاه بروند. در آغاز مراسم، پادشاه می گفت: نخست از من آغاز کنید و هرکه از من به او ستمی شده است، پیش بیاید. اگر کسی چنین ادعایی داشت، پادشاه از تخت پایین می‌آمد. در کنار او می نشست و پاسخ ادعای او را بر وفق راستی می‌گفت. (ص۹۶-۹۸)

بار عام عبدالله

راوی می‌گوید که عبدالله بن طاهر رسم بار عام را پسندید و روش حکومت خود را بر این پایه قرار داد. از جمله یک روز بار عام داده بود و پیرزنی به دادخواهی برخواست. فرمانروا پرسید: چه کسی به تو ستم کرده است؟ پیرزن گفت: برادرزاده ی تو که والی هرات است. او خانه‌ی نیاکانی من را ویران کرده است تا میدان جلو خانه‌اش گسترده‌تر شود. عبدالله بن طاهر گفت: «ای زن، دل تنگ مکن که داد تو بدهم.» پس بی درنگ سوار بر اسب شد و به سوی هرات رفت.

همین که عبدالله بن طاهر به هرات رسید، برادرزاده‌اش پیش آمد تا احترام کند و مهیای پذیرایی شود. اما عبدالله به او توجه نکرد و در ساختمان حکومتی ماند تا آن پیرزن هم از راه رسید. آنگاه رو به برادرزاده‌اش کرد و گفت: تو را بر سر مردم گماشتم تا ستم کنی و خانه ایشان به زور بگیری؟ برادرزاده گفت: خانه‌ی او را قیمت کردند و من بهای آن را به دست امینی سپرده‌ام. عبدالله گفت: عذر بدتر از گناه می‌آوری؟ مگر نمی‌دانی که مال مردم را فقط با خشنودی آن‌ها می‌توان گرفت؟

آنگاه عبدالله بن طاهر به برادرزاده‌اش فرمان داد تا خانه‌ی پیرزن را مانند روز نخست بسازد. او گفت که برادرزاده‌اش باید هر روز مانند کارگران در ساخت و ساز حاضر شود و کار کند. پس ناظری بر او گمارد تا ساخت خانه را به پایان رساند. سپس انعامی به پیرزن داد و از او بخشش خواست. آنگاه عبدالله بن طاهر به نیشابور بازگشت. برادرزاده‌اش نیز در خدمت او به نیشابور آمد. او گروهی را به شفاعت فرستاد تا سرانجام عبدالله او را به شرط رعایت حال مردم، بخشید. (ص۱۰۷-۱۰۹)

منبع:

عوفی، سدیدالدین محمد. جوامع الحکایات و لوامع الروایات. به کوشش محمدتقی بهار. تهران: وزارت فرهنگ، ۱۳۲۴


جشن‌های ایرانی را بشناسیم

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته‌های سالارکتاب را بخوانید و به دوستان خود پیشنهاد بدهید اما از کپی کردن و انتشار آن‌ها در سایت‌های دیگر بپرهیزید. این کار ناپسند را سرقت ادبی می‌نامند که سبب کاهش انگیزه برای تولید نوشته‌های اصیل می‌شود. سرقت ادبی پیگرد قانونی دارد و سبب کاهش رتبه‌ی سایت در موتورهای جست‌وجو به ویژه گوگل می‌شود.