هفت سین
تاریخی زندگی

هفت سین چه تاریخچه‌ای دارد

هفت سین چنان‌که در لغت‌نامه‌ی دهخدا آمده «گرد آوردن هفت چیز است که نام آن‌ها با حرف س آغاز گردد.» این هفت چیز به طور معمول چنین است: سیب، سیاهدانه، سنجد، سماق، سیر، سرکه و سبزه. سبزه دانه‌های گندم و گیاهان دیگر است که در بشقابی کاشته‌اند و سبز شده است. اما دهخدا با استناد به سخنی از ابوریحان بیرونی نتیجه می‌گیرد که هفت سین در واقع هفت سبزه بوده است. بیرونی در آثار الباقیه می‌گوید که ایرانیان پیش از نوروز هفت رقم سبزه را بر هفت استوانه در کنار خانه می‌کاشتند.

 هفت سین یا سبزه

ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه می‌گوید که در دوره‌ی جمشید، پادشاه اسطوره‌ای ایرانیان، ابلیس برکت را از مردم دور کرد. او باد را نمی‌گذاشت بوزد تا سبب روییدن درختان شود. پس جمشید به فرمان خداوند و راهنمایی او به جایگاه ابلیس و پیروانش رفت. سرانجام بر آن‌ها پیروز شد. هنگام بازگشت جمشید، شاخه‌های خشک، سبز شد. مردم گفتند روز نو آمده است. از این رو، از راه تبرک به این روز در طشتی جو کاشتند. به گفته‌ی بیرونی این رسم در میان ایرانیان پایدار ماند. «در روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت استوانه بکارند.» (ص۳۳۰)

در کتاب المحاسن و الاضداد آمده است که هفت نوع کلوچه از دانه‌های هفت نوع گیاه می‌پختند. آن‌ها را روی میز سیمین جلو پادشاه می‌گذاشتند. هفت دانه از هر یک از این گیاهان را نیز روی میز می‌گذاشتند: گندم، جو، ارزن، ذرت، نخود، عدس، برنج، کنجد، باقلا و لوبیا. افزون بر این هفت شاخه از هفت گیاه از جمله انار، بید، زیتون و به را روی میز می‌گذاشتند. هفت کاسه پر از درم‌های سپید از سکه‌های نو و یک دسته اسپند از دیگر چیزهایی بود که روی میز نوروز گذاشته می‌شد. (ص۳۱۴) این کتاب هر چند منسوب به جاحظ است اما سال‌ها پس از او نوشته شده است.

سبزه از جو

در کتاب نوروزنامه، منسوب به خیام نیشابوری، آمده است که روز نوروز موبد موبدان نخستین مردی بود که به نزد پادشاه می‌آمد. او جامی زرین، انگشتری، درم و دینار خسروانی، یک دسته خوید، شمشیر و تیر و کمان، دوات و قلم، اسب، باز و غلامی به همراه داشت. موبد در پیشگاه پادشاه آرزو می‌کرد که سرش سبز باشد و جوان بماند مانند خوید. (ص۱۸-۱۹) منظور از خوید چنان‌که در همین کتاب گفته شده (ص۳۰)، جو نوررسته است. سپس موبد توضیح می‌داد که هر یک از چیزهایی که به همراه آورده است چه ارزش و جایگاهی دارد.

از میان آنچه موبد موبدان به نزد پادشاه می‌آورد، فقط سبزه‌ی جو به هفت سین امروزی ارتباط دارد. ایرانیان سبز شدن جو را به فال نیک می‌گرفتند. در نوروزنامه چند دلیل برای اهمیت جو نزد ایرانیان آمده است. جو زودتر از دیگر مواد غذایی گیاهی می‌رسد. این گیاه در هر خاکی می‌روید. زودتر از همه‌ی دانه‌ها می‌بالد. هم خوراک است و هم دارو. خوراک اندیشمندان و پارسایان است. بدن را از بسیاری از بیماری‌ها ایمن می‌کند. همچنان‌که گفته شد، ابوریحان بیرونی نیز می‌گوید که ایرانیان در هنگام نوروز طشتی از جو می‌کاشتند.

شیرینی نوروزی

ابوریحان بیرونی از آذرباد، موبد بغداد، حکایت کرده است که نیشکر در کشور ایران در روز نوروز یافت شد. به گفته‌ی او مردم در روز نوروز و مهرگان برای هم شکر هدیه می‌فرستند. (ص۳۲۷) نویسنده‌ی کتاب المحاسن و الاضداد نیز از جمله‌ی خوردنی‌هایی که به مناسبت نوروز برای پادشاه می‌آوردند. شکر را نام برده است. خوردن شیر تازه که در آن خرما انداخته بودند و نارگیل، پیش از خوردنی‌های دیگر انجام می‌شود. سپس پادشاه از شیرینی‌های دیگر می‌چشید. خوردن شیر و پنیر از رسوم روز نوروز بود. (ص۳۱۴-۳۱۵)

شکر و شیرینی از خوردنی‌های اصلی در جشن نوروز از گذشته تا امروز بوده است. بیرونی روایتی را آورده است که در نوروز جامی پر از حلوا برای پیغمبر اسلام آوردند. آن حضرت از حلوا خوردند و آرزو کردند که هر روزشان نوروز باشد. (ص۳۲۵) حلوا در ادبیات عرب به معنای شیرینی است. ممکن است این شیرینی نوروزی همان حلوایی باشد که ایرانیان از شیره‌ی گندم می‌سازند و آن را سمنو می‌نامند. به سمنو در سفرنامه‌ی ابن‌بطوطه (سده‌ی هشتم قمری) و در فرهنگ رشیدی (سده‌ی یازدهم قمری) اشاره شده است. (لغت‌نامه‌ دهخدا)

تخم‌مرغ و سبزه

ژان شاردن (۱۶۴۳-۱۷۱۳م) جهانگرد فرانسوی، در گزارش جشن نوروز در دوره‌ی صفویه می‌گوید که مردم روز عید برای هم تخم‌مرغ‌های منقش و طلایی می‌فرستند. پادشاه پانصد تخم‌مرغ طلایی میان بانوان دربار بخشش می‌کند. شاردن چند تا از آن تخم‌مرغ‌ها را به یادگار نگه داشته بود. می‌گوید: «این تخم‌مرغ‌ها مستور از طلا و مزین به چهار صورت یا مینیاتور بسیار نفیس است.» به گزارش او: «ایرانیان در تمام ادوار تاریخ خود در ایام نوروز به یکدیگر تخم‌مرغ هدیه می‌داده‌اند، چون تخم‌مرغ نشان پیدایش حیات و آغاز تکوین موجودات است.» (جلد ۲، ص۳۶۴)

شاردن چگونگی رویاندن سبزه بر کوزه را در آغاز بهار شرح داده است. می‌گوید: «ایرانیان در بهاران کوزه‌های سبز فراهم می‌کنند که برای بینایی بسیار فرح‌بخش است. منازل و باغچه‌های خود را با آن می‌آرایند. معولا روی این کوزه‌ها یک پرده خاک نازکی مخلوط با تخم شاهی می‌خوابانند. روی آن را با قطعه‌ی کرباس بزرگ همیشه مرطوبی، می‌پوشانند. نخستین اشعه‌ی آفتاب این تخم‌ها را نشو و نما می‌بخشد، سر تا پای کوزه به مانند قشر خزه سبز جلوه می‌کند.» (جلد چهام، ص۸۸) سبزی انداختن روی کوزه هنوز در ایران مرسوم است.

سبزه و سکه

جهانگردان و پزشکان دوره‌ی قاجار در کتاب‌هایشان گزارش‌های مشروح از مراسم نوروز آورده‌اند. با این همه از میان چیزهایی که امروزه به عنوان هفت سین می‌شناسیم، فقط به سبزه‌ی نوروز اشاره کرده‌اند. برای مثال، یاکوب ادوارد پولاک در کتاب ایران و ایرانیان می‌گوید: «بر حسب یک رسم قدیم، بر بشقابی جو، گندم، عدس و شاهی سبز می‌کنند به طوری که چمن کوچکی به وجود می‌آید. و آن را مطابق همان رسم در روز سیزده یعنی آخرین روز عید به کوچه می‌اندازند.» (ص۲۵۳) به گفته‌ی او نوروز بزرگ‌ترین جشن ایرانیان و  در جایگاه جشن میلاد مسیح برای اروپایی‌هاست.

از دیگر چیزهایی که جهانگردان در گزارش مراسم نوروز به آن اشاره کرده‌اند، سکه‌ دادن پادشاه به مهمانان است. دکتر فووریه در این باره نوشته است: «مجدالدوله سبد بزرگی را که پر از سکه‌های تازه ضرب شده بود و به آن‌ها شاهی سفید می‌گویند، پیش شاه گذاشت. شاه از آن‌ها ابتدا به ملاها بعد به شاهزادگان درجه اول مقداری داد. سپس دو جیب لباس روی مرا پر کرد. دیگران هم یکی یکی از جلوی شاه گذشتند و عیدی خود را گرفتند» (ص۱۴۵) او یادآور می‌شود که در گذشته با این سکه‌ها اشرفی نیز مخلوط می‌کردند.

هفت سین
هفت سین و جشن نوروز اثر سحر حقگو

منبع:

بیرونی، ابوریحان، آثار الباقیه، ترجمه‌ی اکبر داناسرشت، تهران: امیرکبیر، چاپ ششم، ۱۳۸۹
پولاک، یاکوب ادوارد، سفرنامه پولاک: ایران و ایرانیان، ترجمه کیکاوس جهانداری، تهران: خوارزمی، ۱۳۶۸
فووریه، ژوآنس، سه سال در دربار ایران، ترجمه عباس اقبال آشتیانی، تهران: نشر علم، ۱۳۸۵
خیام نیشابوری، نوروزنامه، تصحیح مجتبی مینوی، تهران: کاوه، ۱۳۱۲
شاردن، ژان، سیاحت‌نامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، تهران: امیرکبیر، ۱۳۳۶


جشن‌های ایرانی را بشناسیم

نوروز میراث جهانی است. صفحه‌ی نوروز در پایگاه  یونسکو را ببینید

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته‌های سالارکتاب را بخوانید و به دوستان خود پیشنهاد بدهید اما از کپی کردن و انتشار آن‌ها در سایت‌های دیگر بپرهیزید. این کار ناپسند را سرقت ادبی می‌نامند که سبب کاهش انگیزه برای تولید نوشته‌های اصیل می‌شود. سرقت ادبی پیگرد قانونی دارد و سبب کاهش رتبه‌ی سایت در موتورهای جست‌وجو به ویژه گوگل می‌شود.