کوروش و زنان
تاریخی شخصیت‌ها

کوروش بزرگ و زنان

کوروش بزرگ در برخی نوشته‌های دوران باستان با نام چند زن مرتبط شده است. شناخت این زنان و رویدادهای مرتبط با آن‌ها می‌تواند به شناخت بهتر این فرمانروای بزرگ کمک می‌کند. به گمان برخی از نویسندگان امروزی همه‌ی آن‌ها همسران کوروش بزرگ بودند و مدعی شده‌اند «کورش بطور همزمان دست کم دو یا سه زن رسمی داشته است.» بر پایه‌ی ادعای آن‌ها، کوروش حرمسرا داشته و نبردهای او برای دست‌یابی به زنان بوده است. اما برخی دیگر، تک‌همسر بودن او را از ویژگی‌های ممتاز او می‌دانند. در این‌جا می‌خواهیم ارتباط کوروش و زنان را بر پایه‌ی منابع دست اول، یعنی تاریخ هرودوت و کوروش‌نامه‌ی گزنوفون، بررسی کنیم.

کوروش و زن ایرانی

از گزارش هرودوت می‌دانیم که کوروش با کاساندانه دختر فرناسب، از بزرگان هخامنشی، ازدواج کرده بود (جلد دوم، بند یکم و جلد سوم، بند دوم). این زن دو پسر به نام‌های کمبوجیه و بردیا و سه دختر به نام‌های رخشانه (رکسانا)، آتوسا و آرتوستنه به دنیا آورد. او پیش از کوروش درگذشت. به نظر می‌رسد که کوروش پس از او زنی را به همسری نگرفت. درباره‌ی این زن اطلاعات اندکی در تاریخ ثبت شده است. اما برخی با خیال‌پردازی او را مقتدرترین زن روزگار خود دانسته‌اند.

گزنوفون می‌گوید که کوروش پس از گشودن بابل به ماد بازگشت و به پیشنهاد کیاکسار، که دایی‌اش بود، با دخترش ازدواج کرد. (کتاب هشتم، فصل پنجم). چون گفته شده است که کوروش با دختر پادشاه ماد ازدواج کرد، برخی گمان کرده‌اند منظور از این پادشاه ماد، پدربزرگ کوروش یعنی پدر کیاکسار، بوده است. گزنفون می‌گوید این‌ سخنی نادرست است، زیرا اگر چنین باشد، کوروش با پیرزنی ازدواج کرده بود. گزنوفون از همسری دیگر برای کوروش یاد نکرده است.

کوروش و زن مصری

هرودوت می‌گوید که مصریان ادعا دارند کوروش همسری مصری داشته است. به گفته‌ی آن‌ها کمبوجیه میوه‌ی این ازدواج بوده است. اما هرودوت می‌گوید: «آن‌ها با این تظاهری که به داشتن روابط خویشاوندی با خاندان کوروش می‌کنند، حقیقت را تحریف می‌کنند.» (جلد سوم، بند دوم) در واقع مصریان می‌خواستند پذیرش کمبوجیه به عنوان فرعون را توجیه کنند و رشته‌ی پیوندی میان او و مصریان بسازند. هرودوت آشکارا می‌گوید که کاساندانه مادر کمبوجیه بود.

هرودوت از افسانه‌ی دیگری درباره‌ی رابطه‌ی کوروش و زنان می‌گوید. بر پایه‌ی این افسانه، کاساندانه نزد زنی پارسی گلایه کرد که کوروش به او توجه ندارد و همه‌ی حواس او به زنی مصری است. کمبوجیه به دلاری مادرش گفته بود: «مادر، وقتی من بزرگ شدم مصر را زیر و رو خواهم کرد.» این سخن کمبوجیه در ده‌سالگی سبب شگفتی درباریان شد. اما همین‌که بر تخت نشست به مصر حمله کرد. هرودوت همه‌ی این سخنان را ساختگی و دور از واقع می‌داند.

کوروش و زن آشوری

به گزارش گزنوفون هنگام لشکرکشی کوروش به سرزمین آشور برای کمک به مادها، زنی زیبا، دستگیر شد. شوهرآن زن در سفر بود. آن بانوی زیبا را به عنوان هدیه برای کوروش آوردند. کوروش آن زن را به خیمه‌ای فرستاد و از یکی از سرداران ماد خواست نگهبان او باشد. کوروش هرگز چهره‌ی آن زن را ندید و حتی هنگامی‌که سردار مادی از زیبایی آن زن سخن گفت به او سفارش کرد که از نگریستن به آن زن بپرهیزد و پاکدامنی خود را حفظ کند (کتاب پنجم، فصل اول).

گزنفون داستان این زن را در بخش دیگری از کتابش پی می‌گیرد و در آن‌جا می‌خوانیم که شوهر آن زن بازمی‌گردد و به جمع سربازان کوروش می‌پیوندد. چرا؟ چون همسرش نامه‌ای به او نوشته بود و از ویژگی‌های انسانی کوروش برایش گفته بود. او به همسرش نوشته بود که کوروش نه تنها به او آسیبی نرسانده، بلکه سردار مادی را که با هوس به آن زن نگریسته و پیشنهاد بی‌شرمانه‌ای کرده بود، تنبیه کرده است (کتاب ششم، فصل اول). چنین رفتاری را از کدام فرمانروا در برابر زنان سرزمین دشمن سراغ داریم؟

کوروش و دختر آشوری

گزنوفون درباره‌ی یک زن آشوری دیگر نوشته است که پدرش او را به کوروش بزرگ پیشکش کرد. آن مرد قلعه و اسبانش را نیز به کوروش تقدیم کرد. در برابر خواست پسر پادشاه آشور را مجازات کند، زیرا پسرش را بی‌گناه کشته است. کوروش گفت اگر پسر پادشاه آشور چنین جنایتی کرده باشد، او را مجازات خواهد کرد. سپس گفت که از میان هدیه‌هایی که به او پیشکش شده است، بهتریین را برمیی‌گزیند. پدر دختر و حاضران گمان کردند که کوروش به آن دختر زیبا نظر دارد.

کوروش در کمال ناباوری همگان، آن دختر زیبا را نپذیرفت. او از پدر آن دختر سپاس‌گزاری کرد و گفت تو بهترین هدیه را به من دادیی. کوروش به او گفت که تو افزون بر قلعه‌ای استوار و ثروت بسیار، دختر نازنینی که مایه‌ی شادی و مباهات توست، به من سپردی. اما بالاتر از همه‌ی این‌ها، برای من فرصتی مناسب فراهم کردی تا به همه‌ی جهانیان نشان بدهم که با وجود این همه امکانات از حریم خود گامی فراتر نمی‌نهم (کتاب پنجم، فصل اول و فصل دوم).

کوروش و زن ماساگتی

هرودوت می‌گوید کوروش از بانوی ماساگتی خواستگاری کرد. آن بانو که پس از مرگ شوهرش سرکرده‌ی قوم خود شده بود، این پیغام کوروش را به معنای تسخیر سرزمین برداشت کرد. در نخستین نبرد با ماساگت‌ها، پسر جوان این بانو کشته شد. آن بانو ماساگت‌ها را برای گرفتن انتقام بسیج کرد. در نبرد سختی که درگرفت، کوروش کشته شد. به گفته‌ی هرودوت، سر کوروش را برای آن بانو بردند و او آن را در مشکی از خون فرو برد (جلد یکم، بندهای۲۰۵ تا ۲۱۴)

چگونه ممکن است کوروش از زنی بیوه که او را ندیده است، خواستگاری کند، حال‌آن‌که زیبارویان را به او پیشنهاد می‌کردند و نمی‌پذیرفت؟ اگر او این پیغام خواستگاری فرستاه باشد، می‌توانیم دو برداشت از آن داشته باشیم. یکی همان برداشت بانوی ماساگتی، یعنی اشاره‌ای به تسلیم سرزمین جدید است. دیگری می‌تواند برقراری ارتباط دوستی با قوم ماساگت باشد. به سخن دیگر می‌توانیم بگوییم کوروش می‌خواست با ازدواج با آن بانو از درگیری‌های بعدی جلوگیری کند.

نتیجه‌گیری

چنان‌که گفته شد هرودوت فقط از کاساندانه به عنوان همسر کوروش یاد کرده است. به گفته‌ی او کاساندانه دختر یکی از بزرگان قوم پارس بود. اما گزنوفون از یک دختر مادی به عنوان تنها همسر کوروش یاد کرده است که دختر دایی کوروش بود. با این همه، برخی به اشتباه گمان کرده‌اند که کوروش با دختر پدربزرگش، یعنی با خاله‌اش، ازدواج کرده است. اشتباه دیگر، ازدواج کوروش با دختر مصری است که هرودوت آن را نادرست و افسانه‌پردازی مصریان باستان می‌داند.

درباره‌ی پیشنهاد ازدواج کوروش به زن ماساگتی شاید قصد کوروش برقراری ارتباط دوستی با ماساگت‌ها بود. هرودوت می‌گوید بانوی ماساگتی در پاسخ به این درخواست از کوروش با عنوان «ای پادشاه مادها» نام برد. این عنوان ما را به یاد درگیری‌های سکاها با مادها و اشغال سرزمین ماد به دست آنان می‌اندازد. در واقع قوم‌های کوچنده‌ای مانند سکاها و ماساگت‌ها بارها به سرزمین ایران یورش آورده بودند. شاید کوروش می‌خواست با صلح از یورش‌ آن‌ها جلوگیری کند.

منابع:

هرودوت. ت‍اری‍خ‌ ه‍رودت‌. ت‍رج‍م‍ه‌ی ه‍ادی‌ ه‍دای‍ت‍ی. تهران: دانشگاه تهران، چاپ دوم، ۱۳۸۳٫
گزنوفون. گزنوفون.کورش‌نامه. ترجمه‌ی رضا مشایخی. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۶٫


  • اشپیگل فوگل در آغاز کتاب تمدن مغرب‌زمین دو نظام فرمان‌روایی آشوری و هخامنشی را با هم مقایسه کرده است. از این مقایسه به خوبی روشن می‌شود که کوروش بزرگ چه ارمغانی برای بشریت آن هم در ۲۵۰۰ سال پیش آورده است. در این باره بیشتر بدانید
  • زندگینامه کوروش را یک سردار یونانی نوشت. به گفته یوزف ویسهوفر در کتاب ایران باستان «این کتاب تا قرن هیجدهم میلادی پرخواننده‌ترین کتاب همه‌ی اعصار بود و در ادبیات و هنر اروپا بیش از همه به توصیف گزنوفون از شاه ایران مراجعه و استناد می‌شد.» در این باره بیشتر بدانید
  • وصیت‌نامه‌ کوروش را جعلی دانسته‌اند. آیا جز استوانه‌ی کوروش (فرمان حقوق بشر) سخنی از کوروش به جا نمانده است. آیا وصیت‌نامه‌ای منتسب به کوروش بزرگ (کوروش کبیر) را که در برخی پایگاه‌های اینترنتی منتشر شده، ساختگی است؟ در این باره بیشتر بدانید

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته‌های سالارکتاب را بخوانید و به دوستان خود پیشنهاد بدهید اما از کپی کردن و انتشار آن‌ها در سایت‌های دیگر بپرهیزید. این کار ناپسند را سرقت ادبی می‌نامند که سبب کاهش انگیزه برای تولید نوشته‌های اصیل می‌شود. سرقت ادبی پیگرد قانونی دارد و سبب کاهش رتبه‌ی سایت در موتورهای جست‌وجو به ویژه گوگل می‌شود.