رستم شاهنامه‌ی ما کو

وقتی ارزش‌های راستین، کم‌ارزش می‌شود و بی‌هنری جای هنرمندی را می‌گیرد و کار و کوشش و زحمت‌کشیدن و تولیدکردن و نان از عمل خویش خوردن به فراموشی سپرده می‌شود، شهرهایمان بزرگ‌ و بزرگ‌تر می‌شوند. شهرهای صنعتی را نمی‌گویم، شهرهایی که نه تولید سنتی دارند نه تولید نوین. به‌زودی ممکن است کشاورز را فقط در موزه‌ها ببینیم.

پدرم روستانشین مردی است
ساده‌دل، مهربان و با ایمان
چشم پرمهر او چراغ من است
دوستش دارم از دل و از جان
مرد مرد است مرد زحمت و کار
مرد بذرافکن است و مرد درو
دست‌آورد کار و همت او
خرمن گندم است و خرمن جو
آی کودکان شهرنشین
سبزه‌زاران روستا زیباست
پشت آن تپه لب چشمه
خانه‌ خوب و پاک روشن ماست
شب مهتاب بر آب چشمه
پدرم شاهنامه می‌خواند
رستم شاهنامه‌ی ما اوست
رسم همکار و کار می‌داند

شعر پدر از پروین دولت‌آبادی

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *