فردوسی را فرشتگان به فردوس بردند

عطار نیشابوری در کتاب اسرارنامه می‌گوید که فردوسی بیش از بیست و پنج سال برای سرودن شاهنامه وقت گذاشت.

شنودم من که فردوسی طوسی       که کرد او درحکایت بی‌فسوسی
به بیست و پنج سال از نوک خامه      بسر می‌برد نقش شاهنامه

سرانجام هنگامی‌که فردوسی بزرگ از این جهان رفت، بزرگ علمای وقت (ابوالقاسم کُرّکانی) حاضر نشد بر پیکر او نماز بخواند.

به آخر چون شد آن عمرش به آخِر     ابوالقاسم که بُد شیخ اکابر
اگرچه بود پیری پر نیاز او                 نکرد از راه دین بر وی نماز او

سخن علما چه بود؟ می‌گفتند او ستایش گبرها را کرده و بویی از مسلمانی نبرده است.

چنین گفت او که فردوسی بسی      گفت همه در مدح گبری ناکسی گفت
به مدح گبرکان عمری بسر برد          چو وقت رفتن آمد بی خبر مرد

پس از این که فردوسی را به خاک سپردند، همان شب فردوسی به خواب آن عالم آمد، در حالی که پوشاک سبز به تن داشت.

در آن شب شیخ او را دید خواب        که پیش شیخ آمد دیده پر آب
زمرد رنگ تاجی سبز بر سر              لباسی سبزتر از سبزه در بر

فردوسی گفت ننگتان آمد که بر من نماز بخوانید …

نکردی آن نماز از بی نیازی          که می ننگ آمدت زین نانمازی
خدای تو جهانی پر فرشته          همه از فیض روحانی سرشته

اما خداوند فرشته‌هایی را فرستاد تا بر من نماز بخوانند و من را به سوی بهشت رهنمون شوند.

فرستاد اینت لطف کار سازی         که تا کردند بر خاکم نمازی
خطم دادند بر فردوس اعلی          که فردوسی به فردوس است اولی

خداوند به فردوسی گفت در کتاب شاهنامه از توحید گفتی و بنابراین شایسته‌ی فردوسی (فردوس=بهشت).

خطاب آمد که ای فردوسی پیر        اگر راندت ز پیش آن طوسی پیر
پذیرفتم منت تا خوش بخفتی           بدان یک بیت توحیدم که گفتی

و عطار این شعر را با دعا برای آمرزش خود به پایان می‌رساند.

خداوندا تو می‌دانی که عطار          همه توحید تو گوید در اشعار
چو فردوسی ببخشش رایگان تو     به فضل خود بفردوسش رسان تو

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

salarketab