چاکر یزید زمان، خادم شمر دوران

در محرم اهل ری خود را دگرگون می‌کنند
از زمین آه و فغان را زیب گردون می‌کنند

گاه عریان کشته با زنجیر می‌کوبند پشت
گه کفن پوشیده فرق خویش پر خون می‌کنند

خادم شمر کنونی گشته وانگه ناله‌ها
با دوصد لعنت‌، ز دست شمر ملعون می‌کنند

بر یزید زنده می‌گویند، هر دم صد مجیز ‌‎
پس شماتت بر یزید مرده‌ی دون می‌کنند

پیش ایشان صد عبیدالله سرپا، وین گروه
ناله از دست عبیدالله مدفون می‌کنند

آید از دروازه‌ی شمران اگر روزی حسین
شامش از دروازه‌ی دولاب بیرون می‌کنند

حضرت عباس اگر آید پی یک جرعه آب
مشگ او را در دم دروازه وارون می‌کنند

ور علی‌اکبر بخواهد یاری از این کوفیان
روز، پنهان گشته، شب بر وی شبیخون می‌کنند

گر یزید مقتدر پا بر سر ایشان نهد
خاک پایش را به آب دیده معجون می‌کنند

خود اسیرانند در بند جفای ظالمان
بر اسیران عرب ‌این نوحه‌ها چون می‌کنند؟

(ملک‌الشعرا بهار)

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته‌های سالارکتاب را بخوانید و به دوستان خود پیشنهاد بدهید اما از کپی کردن و انتشار آن‌ها در سایت‌های دیگر بپرهیزید. این کار ناپسند را سرقت ادبی می‌نامند که سبب کاهش انگیزه برای تولید نوشته‌های اصیل می‌شود. سرقت ادبی پیگرد قانونی دارد و سبب کاهش رتبه‌ی سایت در موتورهای جست‌وجو به ویژه گوگل می‌شود.