یکی از کهن‌ترین مسجدهای ایران

مسجد جامع جاجرم: دیوارهایی چند ضلعی که بوی کاه‌گل خیس می‌دهند. خنک و صمیمی است و از بیرون نه مناره‌ای دارد و نه گنبدی. درست همان عبادتگاه کویری همه‌ی سرزمین‌های خشک ایران زمین است. دری قدی و آبی رنگ با کوبه‌ای بر تن که به در مسجد چه خوش نشسته است. از بس حال و هوای زندگی دارد، آدم فکر می‌کند پشت این در خدا پای حوضی نشسته است. آدم حس می‌کند اینجا همان خانه خداوند است که مهربانانه میزبان مسافر جاده‌ها است.

در چوبی و قدیمی را باز می‌کنیم و وارد حیاطی کوچک و نقلی می‌شویم که فواره‌ای میان حوضش قرار گرفته است. از بیرون نمی‌شود فهمید که اینجا مسجد است از درون هم بسیار ساده و ابتدایی است. صحنی یک ایوانی، گنبدخانه و دو شبستان تمام معماری این مسجد قدیمی قرن چهارمی را تشکیل می‌دهد. به راحتی می‌شود دانست که این مسجد از زمره ابتدایی‌ترین مساجد ساخته شده‌ است با طرحی که تاحدودی مارا یاد مسجد فهرج یزد می‌اندازد.

آن‌که به ما سلام می‌دهد کبوتری است که بالای چراغ مسجد لانه کرده است. لانه‌ای که در آن جوجه‌ی چند روزه کبوتر با بق‌بقویش مادر را می‌خواند. هیچ دستی از نامهربانی این کبوتر را نمی‌ترساند و زنان متولی مسجد مهربانانه برایش دانه می‌ریزند. کبوتر اینجا جایش امن‌تر از هرجای دیگری است و این می‌شود معنی درست خانه‌ی خدا.

داخل مسجد مرمت شده و کمتر آثاری از روزگار گذشته‌اش باقی مانده است تنها چند گچبری ساده و البته محراب زیبایی که زیر شیشه حفاظت می‌شود. روی بخش‌هایی از دیوار کتیبه‌های ساده‌ای مزین به نام اعظم و علی (ع) و آیاتی از کلام خدا به چشم می‌خورد.بخش‌هایی از کتیبه ریخته و بخش‌های باقیمانده نیز حال خوشی ندارند.

حیف از چنین بنای قدیمی که کمتر اسمی از آن برده می‌شود. وقتی نام مساجد صدر اسلام برده می‌شود همه‌ی ما یا یاد فهرج می‌فتیم و یا به یاد دامغان اما به جرات می‌گویم که این مسجد، مسجد جامع جاجرم، حتی زیباتر از مسجد قدیمی فهرج است به شرطی که بنوازیمش با مهر و آشتی.

روی زمین مفروش است از بافته های ماشینی، اما در گوشه‌ای چشممان به قالی قدیمی و نفیس خراسانی می‌خورد. پرس و جو که می‌کنیم متوجه می‌شویم در انبار مسجد برای مفروش ساختن شبستان‌ها، فرش‌های نفیس و قدیمی وجود دارد، اما تنها سالی چند بار از آنها استفاده می‌شود. حیف است ،حیف که چنین قالی‌های زیبایی جای خود را به ماشین بافته‌های بی‌هویت داده‌اند.

نوشته‌ی سمیرا منفرد، پایگاه چمدان ( chamedanmag.ir)

لغت‌نامه دهخدا

جاجرم: شهرکی است از خراسان بر راه گرگان بر سرحد و بارکده گرگان است. (حدود العالم). یاقوت نویسد: جاجرم نام شهر و ناحیه وسیعی است بین نیشابور و جوین و جرجان که قرای آباد متعدد دارد و اغلب آن در بر کوهی است مشرف به آزادور و آزادور قصبه معتبر جوین است.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *