تاریخی سفرنامه

ابن بطوطه و گزارش شگفتی‌های ایران

ابن‌ بطوطه (۷۰۳-۷۷۹ق) از مردم طنجه در مراکش بود. او در آغاز جوانی سفری را برای زیارت مکه آغاز کرد و سپس بخش پهناوری از آسیا تا چین را زیر پا گذاشت. او پس از بازگشت به فاس در مراکش، گزارش سفرهایش را به ابن‌ جزی، دانشمند اندلسی و ندیم سلطان فاس، بازگفت. کتابی که به دست وی نگارش یافت، ما را با وضعیت فرهنگی، اقتصادی و سیاسی آسیا، پس از فروکش کردن یورش مغول‌ها، آشنا می‌کند. از لابه‌لای سفرنامه‌ی او می‌توان به نفوذ فرهنگ ایرانی در سراسر آسیا پی برد.

سفرهای گسترده

ابن‌ بطوطه در حدود ۲۲ سال داشت که به مصر  و از آن‌جا به فلسطین، بیروت، طرابلس، حلب و دمشق در سوریه رفت. سپس راهی عربستان شد و پس از زیارت خانه‌ی خدا به نجف در عراق رفت. او حرم حضرت علی (ع) را زیارت کرد. آنگاه از راه بصره به ایران وارد شد. او از شهرهای آبادان، ماهشهر و شوشتر دیدن کرد. به اصفهان و شیراز نیز سفر کرد. سپس از راه کازرون به عراق بازگشت. او پس از گذشتن از کربلا برای بار دوم به بغداد رفت. سپس به تبریز رفت و برای بار سوم به بغداد بازگشت.

ابن بطوطه از بغداد به مکه رفت و زمانی را در آن‌جا ماند. او از مکه به ساحل شرقی آفریقا، یمن، عدن و مگادیشو رفت. سپس با گذشتن از دریای عمان به جزیره‌ی هرمز در خلیج فارس رسید. آن‌گاه به لارستان فارس، جزیره‌ی کیش و بحرین رفت. سپس به مکه بازگشت. از آنجا به آناطولی گام نهاد و به زیارت آرامگاه مولانا در قونیه رفت. از آن‌جا به جنوب روسیه تا ساحل کریمه سفر کرد. او پس از رفتن به قسطنطنیه راهی خوارزم، بخارا، سمرقند، هرات، طوس، مشهد، سرخس، تربت حیدریه، نیشابور، بسطام، غزنه و کابل شد.

ابن بطوطه از کابل به شبه‌قاره‌ی هند رفت. او هفت سال در هند ماند. او در هند به جایگاه قضاوت نشست. او زمانی نیز به عنوان سفیر سلطان هند به دربار امپراتور چین فرستاده شد. اما گرفتار راهزنان و توفان شد و نتواست کاری را که به او واگذار شده بود به درستی انجام دهد. از این رو، پیش فرمانروای مستقل مالایا رفت. سپس به جزیره‌های مالدیو سفر کرد. در آن‌جا بیش از یک سال و نیم بر جایگاه قضاوت نشست. اما چون در نظر وزیر اعظم خطرناک آمد، از آن‌جا به سیلان گریخت.

ابن‌ بطوطه از راه دریا به هرمز بازگشت و از راه ایران به عراق رفت و سپس با کشتی به جده رسید. او در ۲۲ شعبان ۷۴۹ قمری برای چهارمین بار به زیارت خانه‌ی خدا شتافت. سپس زمانی را در فلسطین و تونس گذراند. سرانجام به طنجه بازگشت. اما بیش از سه ماه نگذشت که به اندلس (اسپانیا) رفت و با ابن‌ جزی، نویسنده‌ی گزارش‌های سفرنامه‌اش، آشنا شد. او پس از سفری به آفریقای مرکزی به فاس رفت. ابن بطوطه پس از بیش از ۲۰ سال زندگی در آن‌جا سرانجام در همان شهر چشم از جهان فروبست.

سفرنامه‌ی ابن‌ بطوطه

سفرنامه‌ی ابن بطوطه از دو نظر بر دیگر سفرنامه‌های دوره‌ی اسلامی برتری دارد. نخست این که دامنه‌ی سفر‌های ابن‌بوطه بسیار گسترده‌تر است که مصر، سوریه، عربستان، عراق، بخش زیادی از ایران، یمن، عمان، بخش‌هایی از فرارود (ماوراءالنهر)، افغانستان، پاکستان، هندوستان، بخش‌هایی از چین، بخش‌هایی از روسیه، جزیره‌های مالدیو، جزیره‌های اندونزی، اسپانیا و نیجریه را در بر می‌گیرد. دوم، سفرنامه ی ابن‌بطوطه آینه‌ای از وضعیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی سرزمین‌های گوناگون، به‌ویژه سرزمین‌های اسلامی است.

سفرنامه‌ی ابن‌بطوطه ما را با وضعیت فرهنگی، اقتصادی و سیاسی آن سرزمین‌ها در روزگار بین یورش مغولان و یورش تیمور، یعنی هنگامی که امپراتوری اسلامی فروپاشیده، آشنا می‌کند. در این دوران مردم وضعیت اقتصادی مناسبی ندارند. با این همه، بیش‌تر آن‌ها از داشته‌های خود خشنودند. به نظر می‌رسد گرایش‌های زاهدانه زمینه‌ساز چنین خشنودی‌هایی شده‌اند. خود ابن‌بطوطه نیز شیفته‌ی زاهدان و پیران طریقت است. گاه مسافرت او تنها برای زیارت یکی از آنان است.

در این زمان جنبش صوفی‌گری در اوج است. خانقاه‌ها، رباط‌ها و زاویه‌ها در اوج شکوفایی‌اند، در حالی‌که مدرسه‌ها و آموزشگاه‌هایی که تمدن دوره‌ی اسلامی را شکوفا کرده بودند، از هم پاشیده و رو به ویرانی هستند. بخارا، که روزی همایشگاه اندیشمندان بود، از یورش‌های تاتارها بسیار آسیب دیده است. به بیان ابن‌بطوطه: «مساجد و مدارس و بازارهای آن ویران و مردمش به خاک مزلت نشسته‌اند و امروز در این شهر کسی نیست که نصیبی از علم و یا عنایتی به آن داشته باشد.»

زندگی شخصی ابن‌بطوطه در سفرنامه‌اش بازتاب دارد. او در جای‌جای سفرنامه‌ی خود به توصیف زنان زیبا می‌پردازد. شاید هیچ نویسنده‌ی شرقی به اندازه‌ی او از زنان کشورهای گوناگون سخن نگفته باشد. از شهر مکه تا شیراز و هندوستان و جزیره‌های مالدیو و چین و آفریقای مرکزی هر جا که رفته وصف دقیقی از زنان آن‌جا آورده است. از خوشگلی و شیوه‌ی لباس پوشیدن و شوهرداری و توان جنسی آنان سخن رانده است. این سفرنامه‌ی تاریخی ما را تا اندازه‌ای با وضعیت زنان در دوره‌ی اسلامی آشنا می‌کند.

ابن‌ بطوطه و ایرانیان

هر چند ابن‌ بطوطه بخش‌های بزرگی از نواحی مرکزی و شمالی ایران را ندیده و در بخش‌هایی هم که سفر کرده است، چندان نمانده است، باز هم اطلاعات ارزشمندی از ایران به دست می‌دهد. او از نظم و ترتیب مدرسه‌ی شوشتر و سواد بالای مردم آن‌جا نوشته است. می‌گوید: «رسم ایرانی‌ها بر این است که پرسش‌های خود را در رقعه‏‌ها مى‌نویسند و به سوى واعظ مى‌اندازند. و او یکایک پرسش‌ها را پاسخ مى‏‌دهد. شیخ رقعه‏‌ها را در دست جمع مى‏‌کرد تا در پایان سخن یکایک آن‌ها را بر گشود و جواب‌هاى بسیار بجا و مناسب داد.»

گزارش او از آداب مردمان دیگر شهرهای ایران نیز خواندنی است. او مردم اصفهان را خوش‌چهره، دلاور و بخشنده معرفی می‌کند. می‌گوید اصفهانی‌ها به مهمان می‌گویند بیا برویم با هم نان و ماستی بخوریم، اما همین که به خانه می‌روند با انواع خوراکی‌ها از او پذیرایی می‌کنند. او از حجاب زنان شیراز سخن گفته است. می‌گوید زنان شیراز برخلاف دیگر سرزمین‌ها برای شنیدن سخنرانی واعضان در مسجد جامع گرد هم می‌آیند. از سوی دیگر، از زنان زیبارو در حال خرید جواهر در بازار تبریز می‌گوید.

از سفرنامه‌ی ابن‌ بطوطه می‌توان به نفوذ عناصر ایرانی در جهان اسلام پی‌برد. بزرگان عرفان که بر قلب‌های مردم فرمان می‌رانند از مصر تا هندوستان بیش‌تر ایرانی هستند. قاضی مکه محیی‌الدین طبری و خطیب مسجدالحرام بهاء‌الدین طبری بود. بارها همراه با نام دانشمندان، فقیهان و سخنوران بزرگ آن دوران نسبت طبری، اصفهانی، تبریزی یا شیرازی به گوش می‌رسد. در این یک سده‌ای که از یورش مغول‌ها گذشته، ایرانیان با فرهنگ خود بر آنان چیره شده‌اند. حتی در شمال چین کارهای اصلی به دست ایرانیان افتاده است.

زبان فارسی زبان دربار هندوستان است. چنان‌که هنگام گزارش رویدادهای آن سرزمین، عبارت‌ها و جمله‌های فارسی در متن عربی سفرنامه‌ی ابن بطوطه دیده می‌شود. از جمله آمده است: «آمدی که زر بری با دلبری صنم خوری، زر نبری و سر نهی». به نظر می‌رسد که این جمله برگرفته از بیتی از مولانا باشد. « آن‌کس کز این جا زر برد با دلبری دیگر خورد، تو کژ نشین و راست گو آن از چه باشد از خری» در همین زمان، پیروان مولانا در آسیای میانه با شعرهای او به سماع می‌پردازند و سرود خنیاگران چینی از شعر سعدی است.

منبع:

ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، ترجمه محمدعلی موحد، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ سوم، ۱۳۶۱


همچنین بخوانید

ناصر خسرو و گزارش شگفتی‌های ایران

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته‌های سالارکتاب را بخوانید و به دوستان خود پیشنهاد بدهید اما از کپی کردن و انتشار آن‌ها در سایت‌های دیگر بپرهیزید. این کار ناپسند را سرقت ادبی می‌نامند که سبب کاهش انگیزه برای تولید نوشته‌های اصیل می‌شود. سرقت ادبی پیگرد قانونی دارد و سبب کاهش رتبه‌ی سایت در موتورهای جست‌وجو به ویژه گوگل می‌شود.