خواندنی‌ها زندگی

حج در کتاب قابوس‌نامه و گفت‌وگوی ثروتمند و درویش

حج در کتاب قابوس‌نامه از عبادت‌هایی برشمرده شده که به جای آوردن آن به توانگران سفارش شده است. این کتاب را عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر بن قابوس بن وُشمگیر بن زیار برای پسرش گیلانشاه نوشته است. او نوه‌ی قابوس، فرمانروای دانشمند و دانش‌پرور خاندان زیار بود. این خاندان توانستند فرمان‌روایی مستقل از عباسیان را در شمال شرق ایران پایه‌ریزی کنند. آن‌ها نسل خود را به ساسانیان می‌رساندند و دلبسته‌ی فرهنگ ایران باستان بودند. با این همه، بیش‌تر ایشان به شعائر اسلامی نیز توجه داشتند. در این جا به عنوان مثال به دیدگاه نویسنده درباره‌ی حج پرداخته می‌شود.

حج برای توانگران

حج در باب چهارم قابوس‌نامه ذیل عنوان «اندر فزودنی طاعت از راه توانستن» آمده است. یعنی انسان باید عبادتی را انجام دهد که در توان او باشد. در این باره گوید: «خدای تعالی دو فریضه پیدا کرد از بهر منعمان و بندگان خاص و آن حج است و زکات. و فرمود هرکه را ساز بود خانه او را زیارت کند و آن را که ساز ندارد، نفرمود.» یعنی حج بر کسانی واجب است که امکانات انجام آن را دارند.

به جای آوردن عبادت حج به انجام سفر نیاز دارد و باید ساز یعنی امکانات سفر فراهم باشد. در این باره گوید: «بینوایان را سفر فرمودن نه از دانش باشد و بی‌ساز سفرکردن از تهلکه و نادانی باشد.» از این رو آفریدگار سفر حج را بر خداوندان نعمت یعنی ثروتمندان واجب کرد. پس خداوندان نعمت باید خانه‌ی او را زیارت کنند و «درویش و بی‌توشه و بی‌زاد را نفرمود.»

نویسنده‌ی قابوسنامه در این باره یک رباعی از سروده‌های خود آورده است:

گر یار مرا نخواند و با خود ننشاند           وز درویشی مرا چنین خوار بماند
معذور است او که خالق هر دو جهان     درویشان را به خانه‌ی خویش نخواند

حج توانگر و درویش

کیکاوس نویسنده‌ی قابوسنامه بر این باور است که اگر درویشان به حج بروند در واقع خود را به هلاکت و سختی انداخته‌اند. به گفته‌ی او: «هر درویشی که کار توانگر کند چون بیماری بود که کار تندرستان کند.» او برای افزایش اثربخشی سخنش، حکایت دو حاجی را آورده است که یکی توانگر و دیگری درویش بود. این حکایت به‌خوبی از دیدگاه نویسنده‌ی قابوس‌نامه پشتیبانی می‌کند.

«وقتی رئیس بخارا قصد حج کرد و مردی سخت منعم بود. و در آن قافله کسی از او منعم‌تر نبود. و فزون از صد شتر به زیر بار او بود. و او در عماری نشسته بود. و خرامان و نازان همی شد در بادیه با ساز و آلت تمام. و قومی از درویش و توانگر با وی همراه بودند. چون نزدیک عرفات برسیدند، درویشی همی آمد پای برهنه و تشنه و گرسنه و پای‌ها آبله کرده.»

درویش که امکانات و رفاه توانگر را دید به سوی او رفت و پرسید که آیا پاداش آن دو یکسان است. «رئیس بخارا را دید بدان ساز و تن‌آسانی. روی به وی کرد و گفت: وقت مکافات، جزای من و تو هر دو یکی خواهد بود؟ تو در آن ناز و نعمت همی‌روی و من در این شدت!»

مرد توانگر به او گفت که البته که پاداش آن دو یکی نیست. «رئیس بخارا گفت: حاشا که جزای من و تو هر دو یکی باشد. و اگر من بدانستمی که جزای من و تو هر دو یکی خواهد بود، هرگز قدم در بادیه ننهادمی.»

درویش گفت چرا؟ گفت: «از بهر آن‌که من به فرمان خدای تعالی آمدم و تو برخلاف فرمان حق تعالی می‌کنی. و مرا بخوانده‌اند و من میهمانم و تو طفیلی. و حق تعالی توانگران را خواند و درویشان را گفت: خود را به دست خودتان به هلاکت نیاندازید.»

ساز حج بر پنج

نویسنده‌ی قابوس‌نامه می‌گوید درویشی که به حج می‌رود در واقع نافرمانی خدا کرده است. به گفته‌ی او هرکه استطاعت دارد باید حج کند تا فرمان حق تعالی را به جای آورده باشد. آن‌گاه به فرزندش سفارش می‌کند: «پس چون تو را ای پسر ساز حج بود، هیچ تقصیر مکن که ساز سفر پنج چیز است: مکنت و نعمت و توانایی و مدت و داد و حرمت و امن و راحت.»

به سخن دیگر، برای انجام حج باید توانایی مالی برای برآوردن نیازهای سفر را داشته باشی. بیمار و رنجور نباشی. زمان مناسب را دریابی. به مردم بدهکار نباشی و آزردگان را دلجویی کرده باشی و امنیت و آسایش سفر نیز فراهم باشد. «چون از این بهره یابی، جهد کن بر تمامی.» به‌راستی چه بخشی از مردم ما شرایط لازم و پیش‌نیازهای سفر حج را فراهم می‌کنند و سپس به حج می‌روند؟


کتاب قابوس‌نامه را دانلود کنید

همچنین بخوانید:

ده پند بزرگ از کتاب قابوس‌نامه


ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می‌کنم
تو کعبه‌ای هر جا روم قصد مقامت می‌کنم

هر جا که هستی حاضری از دور در ما ناظری
شب خانه روشن می‌شود چون یاد نامت می‌کنم  (مولوی)

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته‌های سالارکتاب را بخوانید و به دوستان خود پیشنهاد بدهید اما از کپی کردن و انتشار آن‌ها در سایت‌های دیگر بپرهیزید. این کار ناپسند را سرقت ادبی می‌نامند که سبب کاهش انگیزه برای تولید نوشته‌های اصیل می‌شود. سرقت ادبی پیگرد قانونی دارد و سبب کاهش رتبه‌ی سایت در موتورهای جست‌وجو به ویژه گوگل می‌شود.