تاریخی شخصیت‌ها

کوروش مرد صلح یا متجاوز و خونریز؟

کوروش بزرگ را برخی به عنوان مرد صلح و برخی دیگر به عنوان جنایتکار جنگی معرفی می‌کنند. گروهی با مقایسه‌ی کشورگشایی‌های کوروش بزرگ با دیگر کشورگشایان، از جمله چنگیز خان مغول، چنین ادعا کرده‌اند که هر دو مرد غارت و کشتار و تجاوز به ناموس و حقوق مردم بودند. گروهی دیگر هفتم آبان را به عنوان روز کوروش بزرگ جشن می‌گیرند. این روز را گرامی می‌دارند چون بر پایه‌ی رویدادنامه‌ی نبونید در روز  ۲۹ اکتبر (هفتم آبان) سال ۵۳۹ پیش از میلاد، کوروش بزرگ در حالی به شهر بابِل گام نهاد که شهر در آرامش بود. کدام یک از این دو دیدگاه به واقعیت نزدیک‌تر است؟

کوروش و فتح ماد

در رویدادنامه‌ی نبونید می‌خوانیم که در سال هشتم فرمانروایی کوروش بر انشان (دشتی در نزدیکی شیراز)، پادشاه ماد، آستوآگ، به سوی سرزمین کوروش پیشروی کرد، اما در میانه‌ی راه سربازانش بر او شوریدند و پادشاه را به کوروش سپردند. هرودوت این رویداد را با داستان‌پردازی تعریف می‌کند. با این همه، او نیز می‌گوید که پادشاه ماد به سرزمین نیاکانی کوروش یورش آورده بود. بنابراین بر پایه دو سند که یکی به دست نویسندگان بابلی و دیگر به زبان یونانی نوشته شده، کوروش آغازگر جنگ با ماد نبوده است.

سالنامه بابلیان از شورش سپاهیان ماد بر پادشاه ماد و هرودوت از خیانت سرداران مادی سخن می‌گوید. هرودوت سبب این خیانت را جنایت پادشاه ماد علیه فرزندان یکی از سرداران ماد نوشته است. به هر روی، می توان نتیجه گرفت که نبرد سنگینی میان کوروش و مادها رخ نداد. گزنوفون می‌گوید کوروش پس از گشودن بابل به ماد بازگشت و به پیشنهاد کیاکسار، که دایی‌اش بود، با دخترش ازدواج کرد. اگر چنین ازدواجی رخ داده باشد، می‌تواند در تقویت رابطه دوستانه‌ی مادها با پارس‌ها اثرگذار باشد.

نگاره‌های تخت جمشید از دوستی مادها و پارس‌ها می‌گویند. مادها در حکومت و ارتش کوروش جایگاهی رفیع داشتند.

کوروش و فتح لیدیه

همین‌که کوروش بر پادشاه متجاوز ماد پیروز شد، کرزوس پادشاه لیدیه (لیدیا) در اندیشه‌ی جنگ با کوروش افتاد. قلمرو او سرزمین‌های غرب رود هالیس (قزل‌ایرماق) بود که امروز نیمه‌ی غربی کشور ترکیه است. سرزمین‌های شرق رود هالیس، یعنی نیمه‌ی شرقی ترکیه‌ی امروزی، از قلمرو مادها به شمار می‌آمد. کرزوس که سودای دست‌یابی به سرزمین‌های شرق رود هالیس را داشت به کاپادوکیه یورش آورد و برای جنگ با کوروش آماده شد. کوروش بر این متجاوز پیروز شد و پس از نبردی دیگر، لیدیا را بر قلمرو خود افزود.

هرودوت آشکارا می‌گوید که کرزوس در جنگ با کوروش، پیش‌دستی کرد. او می‌گوید که کرزوس کوشید تا هم‌پیمان‌هایی از مصر، بابل و اِسپارت برای خود بجوید. با این همه، او چنان از پاسخ فریبنده‌ی پیشگوها شاد شده بود که منتظر هم‌پیمانان خود نماند. او بی‌درنگ برای «اشغال سرزمین پارس» حرکت کرد. کرزوس با گذشتن از رود هالیس، به قلمرو مادها گام گذاشت که اکنون قلمرو کوروش به شمار می‌آمد. هرودوت می‌گوید که کرزوس از مدت‌ها پیش به این سرزمین چشم طمع دوخته بود.

هرودوت می‌گوید که پادشاه لیدیه تجاوزگز بود و در شرق آسیای صغیر که قلمرو مادها بود، جنایت کرد و بسیاری را به بردگی گرفت.

کوروش و فتح ایونیه

در جریان لشکرکشی کرزوس به سوی قلمرو مادها، کوروش نمایندگانی به شهرهای ایونیا (بخش‌های یونانی‌نشین در غرب ترکیه‌ی امروزی) فرستاد. او از آن‌ها خواست تا از پشتیبانی کرزوس پرهیز کنند. بیش‌تر این شهرها، به جز میلِتوس، به  خواست کوروش توجه نکردند. افزون بر این، برخی از آن‌ها به شورشی در سارد، پایتخت لیدیا، علیه کوروش کمک کردند. کوروش سرداران مادی را برای برقراری آرامش به لیدیا فرستاد و این سرداران توانستند شهرهای ایونیا را نیز به قلمرو کوروش بیفزایند.

هرودوت و گزنوفون هر دو می‌گویند که کرزوس در نبرد با کوروش پیش‌دستی کرد و برای اشغال پارس (سرزمین ایران) حرکت کرد. او از مصریان، بابلیان، یونانیان منطقه‌ی آسیای صغیر (ایونیا) و جنگاوران اسپارت کمک خواست. اگر گزارش هرودوت را بپذیریم، این هم‌پیمانان کرزوس در زمان مناسب به کمک او نیامدند اما به گزارش گزنوفون همه‌ی آن‌ها علیه کوروش جنگیدند و شکست خوردند. به هر روی، کوروش آغازگر نبرد نبود اما هواره پیروز نبردها بود و توانست بر قلمرو متجاوزان دست یابد.

بیگانگان ز لیدی و مصری و بابلی، بهر خراب ایران گشتند توأمان/ ناگاه گشت کورش‌ والاگهر پدید،
در پارس ریخت طرح یکی دولت جوان (ملک‌الشعرا بهار)

کوروش و فتح بابل

بر پایه‌ی گزارش بروسوس، تاریخ‌نگار بابلی، نبونید با لشکری در بیرون شهر بابل با کوروش جنگید. کوروش چیره شد و نبونید به شهر بُرسیپا گریخت. کوروش پس از گام‌نهادن در شهر بابل، به سوی برسیپا رفت. در آن‌جا نبونید بی نبرد خود را به کوروش سپرد. بر پایه‌ی رویدادنامه‌ی نبونید، نبرد اصلی کوروش با جنگاوران بابل در اُپیس رخ داد که با شکست جنگاوران بابل همراه بود. سپس سیپّار بی نبرد گشوده شد و یکی از سرداران کوروش به نام اوگبارو (گوبَروَه) با سربازانش به بابل گام نهاد و نبونید را دستگیر کرد.

گزارش داستانی هرودوت از گشودن بابل، آب و تاب بیش‌تری دارد. او می‌گوید همین‌که کوروش به رود دیاله، از شاخه‌های دجله رسید، فرمان داد آب رود را به سیصد و شصت شاخه تقسیم کنند. آن‌گاه ارتش کوروش از رود دیاله گذشت و در بیرون شهر بابل با جنگاوران بابل روبه‌رو شد. جنگاوران شکست خوردند و به درون شهر گریختند. پس از چند ماه، کوروش با همین روش سطح آب فرات را، که از میان شهر بابل می‌گذشت، پایین آورد. آن‌گاه ارتش او از بستر رود به درون شهر گام نهاد، در حالی که شهر در آرامش بود.

کوروش با درگیری اندک بر بخشی از سپاه بابل چیره شد و بقیه‌ی سپاه بی نبرد خود را به کوروش سپردند. او به فرهنگ مردم بابل احترام گذاشت.

رفتار متفاوت کوروش

از آن‌چه گفته شد می‌توان نتیجه گرفت که بیش‌تر نبردهای کوروش در پاسخ به یورش متجاوزان و هم‌پیمانانشان به سرزمین ایران رخ داده است. گزنوفون می‌گوید که بابل و مصر با کرزوس برای حمله به کوروش هم‌پیمان شده بودند. هرودوت هم به این حقیقت اشاره کرده است.با این همه، کوروش برخلاف فرمانروایان پیش از خود با این متجاوزان به‌سختی رفتار نکرد. او نه تنها با پادشاه ماد بلکه با پادشاه لیدیا و پادشاه بابل نیز به مهربانی رفتار کرد. او بر مردم سرزمین‌های گشوده شده سخت نگرفت و آن‌ها را در حفظ فرهنگ و اندیشه‌ی خود  آزاد گذاشت.

کوروش برخلاف فرمانروایان پیشین که از کشتار مردم با افتخار یاد می‌کردند، افتخار می‌کند که سربازانش با آرامش به درون بابل گام نهادند. در حالی که پادشاه بابل بر لوحی نوشته است: «بسیاری از اسیران را در آتش سوزاندم، دستان برخی را از مچ قطع کردم، برخی را نیز بینی و گوش و انگشت بریدم» (کتیبه‌ی آشوربانی‌پال)، کوروش افتخار می‌کند که خستگی‌های مردم را زدوده و آن‌ها را از بند رهانیده است. او آیین‌های مردم را گرامی داشت و شهرشان را آبادتر کرد و امنیت را برای آن‌ها فراهم کرد. چنین انسانی را نباید فرمانروای صلح‌ دانست؟

جانش اگرچه در ره این مملکت برفت ، از او رسید دشمن این مملکت به جان (ملک‌الشعرا بهار)


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته‌های سالارکتاب را بخوانید و به دوستان خود پیشنهاد بدهید اما از کپی کردن و انتشار آن‌ها در سایت‌های دیگر بپرهیزید. این کار ناپسند را سرقت ادبی می‌نامند که سبب کاهش انگیزه برای تولید نوشته‌های اصیل می‌شود. سرقت ادبی پیگرد قانونی دارد و سبب کاهش رتبه‌ی سایت در موتورهای جست‌وجو به ویژه گوگل می‌شود.